تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٨ - حكايت آن زن كه فرزندش نمى زيست ، بناليد جواب آمد كه اين عوض رياضت توست و به جاى جهاد مجاهدان است تو را
در آمدن حمزه رضى الله عنه در حرب بىزره
آيه
تفسير ابيات
در آمدن حمزه رضى الله عنه در حرب بىزره
در جوانى حمزه عم مصطفى با زره مى شد مدام اندر وغا
((٣٤١٩)) اندر آخر حمزه چون در صف شدى بىزره سر مست در غزو آمدى
((٣٤٢٠)) سينه باز و تن برهنه بيش پيش در فكندى در صف شمشير خويش
((٣٤٢١)) خلق پرسيدند كاى عمّ رسول اى هژبر صف شكن شاه فحول
((٣٤٢٢)) نى كه لا تلقوا بايديكم الى تهلكه خواندى ز پيغام خدا
((٣٤٢٣)) پس چرا تو خويش را در تهلكه مى دراندازى چنين در معركه ؟
((٣٤٢٤)) چون جوان بودى و زفت و سخت زه تو نمى رفتى سوى صف بىزره
((٣٤٢٥)) چون شدى پير و ضعيف و منحنى پرده هاى لا ابالى مى زنى
((٣٤٢٦)) لا ابالى وار با تيغ و سنان مى نمايى دار و گير و امتحان
((٣٤٢٧)) تيغ حرمت مى ندارد پير را كى بود تمييز تيغ و تير را ؟
كى روا باشد كه شيرى همچو تو كشته گردد راست بر دست عدو
((٣٤٢٨)) زين نسق غم خوارگان بىخبر پند مى دادند او را از عبر
آيه « وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ الله وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى اَلتَّهْلُكَةِ . » ٢ : ١٩٥ (١) ( در راه خدا انفاق كنيد ، خود را با دستهايتان به هلاكت نيفكنيد . ) تفسير ابيات حضرت حمزه بن عبد المطلب عموى پيامبر اكرم همواره در جنگها با زره جنگى بميدان مى رفت و در آخرين سالها ، هنگامى كه در صف پيكار گران جاى مى گرفت سر مست و بدون زره پاى در رزم مى گذاشت ، او منظرهء بس شگفت انگيزى داشت : -
((٣٤٢٠)) سينه باز و تن برهنه بيش پيش در فكندى در صف شمشير خويش
مردم از اين وضع فوق العادهء حمزه پرسيدند و گفتند ، اى عموى پيامبر و اى
(١) سوره البقرة ، آيهء ١٩٥ . .