تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٣ - خودكشى و ندامت واقعى آن
((٣٩٩٥)) بس كسا كاويخت خود را از نخست وقت پيچا پيچ دست آويز جست
خودكشى و ندامت واقعى آن جلال الدين در ابيات آينده در همين دفتر تحت عنوان » جذب هر عنصرى جنس خود را . . . اين بيت جالب را آورده است :
گويد اى اجزا اجل مشهود نيست پر زدن پيش از اجلتان سود نيست
پديدهء انتحار اقدام به نابودى خويشتن ، هم از نظر عقل و وجدان و هم از نظر شرايع آسمانى (١) منفور و مبغوض و ممنوع است .
اگر در انگيزه هاى خودكشى انسانها دقت كافى صورت بگيرد ، خواهيم ديد : هيچ يك از آن انگيزه ها آن توانايى را ندارد كه به طور صد در صد موجب انتحار و منفى كردن خود از صفحهء هستى بوده باشد . زيرا چنان كه در مورد خود ثابت شده است ، نيروى ديناميك حيات به قدرى قوى است كه هرگز انگيزه هاى معمولى توانايى نابود ساختن آن را ندارد .
براى توضيح اين مسئله مى گوييم : نيروى محرك حيات در هر حال و هر گونه شرايط مى جوشد و حركت مى كند و براى بقا و جريان خود راه باز مى كند . اين است طبيعت اصلى يا خاصيت اساسى حيات .
اين طبيعت يا خاصيت هرگز موريانهاى از ذات خود توليد نمى كند كه تدريجاً آن ، حيات را متلاشى و نابود بسازد .
چنان كه در بحث هدف زندگى ملاحظه كرديم : طبيعت حيات ذاتاً مقتضى بقاء است ، اما وسايل و قلمرو فعاليت پس از سپرى كردن دوران رشد ، روبه تنزل مى رود
(١) « وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ الله كانَ بِكُمْ رَحِيماً . » انسانى ١٧ - ٢٥ ٤ : ٢٩ سورهء النساء ، آيهء ٢٩ . . ( خودتان را نكشيد به تحقيق خداوند به شما مهربان است . ) .