تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧١ - كسى كه مسخرهء هواى نفس خويش است نمى تواند ظالم را از مظلوم تشخيص دهد
عدالت شما تقديم كردهايد يا اجنه و شياطين ؟ اين همه حماسه ها و احكام در بارهء ضرورت عدالت و زشتى ستم ، ساخته شدهء عقل و وجدان شما آدميان است يا اجنه و شياطين ؟ پس كجاست زندگى عادلانهء شما ؟ چرا ستم و جور از در و ديوار جوامع شما مى ريزد ؟ مسلماً اين همه سؤالات جدى و حياتى آن فرد فضول را بىپاسخ نخواهند گذاشت .
اما پاسخ دهندگان كيستند ؟ مسلماً همه مردم كه در آن ميان جمع شدهاند ، توانايى جواب گويى از سؤال فوق را ندارند ، ناچار مردم معدودى هستند كه در خود احساس توانايى نموده دست بلند خواهند كرد كه ما مى توانيم به سؤال شما پاسخ بدهيم . اين مردم سران مكتبهاى اجتماعى ( بمعناى عمومى آن ) هستند . فلاسفه و قانون گذاران و اخلاقيوناند كه وكالت همهء مردم را در خود احساس كرده منصب پاسخگويى را شايستهء خود مى دانند .
خواهيم ديد ، اين وكلا از نيرواناى بودا گرفته تا ابرمن قدرت كه فردريك نيچه مى گويد ، و از تحسين معاش انسانها گرفته ، تا آزاد گذاشتن غرايز طبيعى ، و از ترويج علم تا عوامل تخدير روانها . . . براى بافتن تار و پود قماش عدالت و ريشه كن ستم پيش نهاد كردهاند .
اما حقوقدانان پاسخى جز اين ندارند كه ما قوانينى را وضع كردهايم كه هيچ فردى مزاحم فرد ديگر نباشد و هيچ جامعهاى به جامعهء ديگر زور نگويد ، و السلام .
فلاسفه و مكتب سازان هم با فرض اخلاص در روش فكرى و سازندگيشان اغلب يك قيافه از انسان را شناختهاند .
چنان كه ملاحظه مى شود هيچ يك از وكلاى فوق و حقوقدانان نمى گويند : كه چه بايد كرد كه باتلاق اصلى توليد ستم خشك شود و هيولاى مرگبار ستم از افق جوامع