تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٠ - كسى كه مسخرهء هواى نفس خويش است نمى تواند ظالم را از مظلوم تشخيص دهد
((٢٤٣٤)) ظالم از مظلوم كى داند كسى كاو بود سخرهء هوا همچون خسى
كسى كه مسخرهء هواى نفس خويش است نمى تواند ظالم را از مظلوم تشخيص دهد .
قرون و اعصار متمادى است كه تاريخ مشغول ورق زدن كتاب پر ورقى است كه زندگى انسانها در برابرش نهاده است .
دورانها سپرى شده و تحولات شگرف در جهان بينى و انسان شناسى رخ داده است ، سيستمهاى علمى و اجتماعى يكى پس از ديگرى از پاى در آمده و در بارهء انسان و طبيعت گفتنىهاى خيلى زياد گفته شده است ، قوانين و حقوقهاى بسيار ارزنده براى عدالت اجتماعى و اقلا براى هم زيستى دور از ستمگرى تحقيق و وضع شده است .
اگر فردى يك عمر معمولى را براى شمردن كتابها و مقاله ها و آثارى كه از دست بشر براى تحقيق عدالت خارج شده است ، سپرى كند ، مسلماً عمر آن فرد تمام مى شود و حتى يك دهم محصول تلاش فكرى بشرى را در بارهء تحقيق و اجراى عدل و داد نمى تواند به شمارد .
اين موضوع جاى شگفتى نيست ، زيرا انسان با مغز فوق العادهء با عظمتى كه دارد ، مى تواند صدها برابر آن چه را كه گفته و تحقيق نموده است ، صورت بدهد . ولى آن چه كه اهميت دارد اين است كه اگر امروز تمام جوامع بشرى را در يك جاى وسيع جمع كنند و آن همه كتابها و آثار را هم به بلندى مرتفعترين قلهء كوه زمين ( اورست ) در همان ميان وسيع روى هم انباشته كنند و يك انسان برخيزد و بتواند صدايش را بهمهء مردم جوامع كه در يك جا جمع شدهاند ، برساند و بگويد : اين كتابها را كه نوشته است ؟ آيا شما انسانها نوشتهايد يا اجنه و شياطين ؟ آن همه قربانىها را در راه حق و