تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٠ - چون وطن دوستى معلول حب ذات است لذا محبت بوطن قابل شدت و ضعف و در معرض هستى و نيستى است
( و آنان گفتند : چرا ما در راه خدا نجنگيم در حالى كه ما از وطن خود رانده شدهايم ) .
« فَالَّذِينَ هاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقاتَلُوا وَقُتِلُوا لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ ٣ : ١٩٥ . . . » [١] ( كسانى كه مهاجرت كردند و از وطن خود بيرون رانده شدند و در راه من تن به رنج دادند و پيكار كردند و كشته شدند ، گناهانشان را محو و نابود مى سازم ) .
اين گروه از آيات تعلق طبيعى انسان را به وطن خود بيان نموده و محروميت از بهره مندى از وطن را رياضت سخت معرفى فرموده است . به همين جهت است كه در آيهء اول يكى از مواد پيمان الهى محسوبش مى دارد و مى فرمايد : « موقعى كه از شما پيمان گرفتيم كه همديگر را نكشيد و يكديگر را از وطن خود اخراج نكنيد . » ملاحظه مى شود كه آوارگى از وطن را در اهميت مانند كشته شدن متذكر شده ، اجتناب از آن دو را مشمول پيمان قرار داده است .
در آيهء بعدى نيكو كارى و عدالت و انصاف را در بارهء كسانى كه اگر چه خارج از دين اسلام مى باشند ، مادامى كه در راه دين بكشتار بر نخاستهاند و مسلمانان را از وطن خود آواره ننمودهاند ، مطلوب معرفى نموده و مى گويد : خدا نيكو كاران و مردم عادل و با انصاف را به طور عموم دوست مى دارد .
و بالعكس . نسبت به كسانى كه به جنگ و پيكار بر خاسته و مسلمانان را از وطنهاى خود آواره مى كنند ، از نيكو كارى جلوگيرى مى كند .
در آيهء شمارهء ٤ استدلال كسانى را كه مى خواهند بجنگند ، باين كه چرا ما در راه خدا نجنگيم ، با اين كه ما را از وطن و ديار خود بيرون راندهاند ، صحيح مى داند . و همچنين شمارهء پنجم از آيات .
گروه دوم - آياتى است كه به طور غير مستقيم محبوبيت وطن را گوشزد مى كند ،
[١] سوره آل عمران ، آيهء ١٩٥ . .