تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩١ - پيدا شدن روح القدس به صورت آدمى بر مريم به وقت غسل و برهنگى و پناه گرفتن به حق تعالى
ادراكات معمولى و طبيعى بشرى چنان كه گفتيم : توانايى راهيابى به او را ندارد خواه تند رو باشد خواه كند رو .
نوع دوم - تشبيهات ابيات بعدى است كه فوق العادهء عالى است . مى گويد :
گر گريزد كس نيابد گرد شه ور گريزند او بگيرد پيش ره
اگر بشر راه دريافت الهى را گم كند و باز در تعقيب او باشد ، گويى مفهوم الوهيت از جوينده چنان گريخته است كه حتى جوينده به گردش هم نمى تواند برسد . اگر انديشمندان بخواهند با گول زدن خود ، به قواى خويشتن تلقين كنند كه چيزى وجود ندارد ، اگر چنين چيزى وجود داشت ، مى توانستيم به وسيلهء حس آن را دريابيم اينان مى خواهند خود را از رو در رو قرار گرفتن با خدا بگريزانند و پرده هاى بسيار ضخيم از شكوك و ترديدها و نمى دانم و نمى بينمها را به اعماق مغز و روحشان بيفكنند ، تا او را ناديده بگيرند ، ولى نفوذ بىنهايت ظريف آن حقيقت ضرورى روشنايى خود را از لابلاى همان پرده هاى ضخيم مى گذارند و راه فرار را بر آنها مى گيرد . مى گويد
((٣٧٢٣)) جمله ادراكات را آرام نى وقت مى دانست وقت جام نى
((٣٧٢٤)) آن يكى وهمى چو بازى مى پرد و ان يكى چون تير معبر مى درد
((٣٧٢٥)) و ان دگر چون كشتى با بادبان و ان دگر اندر تراجع هر زمان
ادراكات آدمى در اين زندگانى اگر به وسيلهء نادانى و خود خواهى راكد و خنثى نگردد ، به طور طبيعى به جريان خواهد افتاد . در اين زندگانى آرامشى براى ادراكات وجود ندارد .
اين زندگى ميان تكاپو و فعاليت است ، نه بزم جام بهم زدن و باده نوشى . جريان و تكاپو و تموج ادراكات آدمى بسته به شرايط و مقتضياتى است كه موقعيت وجودى او را ساخته و پرداخته است .
توهمات شتر در بارهء پنبه دانه و گربهء گرسنه در باره موشهاى چاق و لذيذ ،