تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨٩ - پيدا شدن روح القدس به صورت آدمى بر مريم به وقت غسل و برهنگى و پناه گرفتن به حق تعالى
فيك يا اعجوبة الكون غدا الفكر كليلا أنت حيرت ذوى اللب و بلبلت العقولا كلما قدم فكرى فيك شبرا فر ميلا ناكصا يخبط فى عمياء لم يهد سبيلا
( در بارهء تو اى اعجوبهء عالم هستى ، انديشهء بشر كند و درمانده است . تويى كه عقل را حيران و عقول را مضطرب ساختهاى .
هر چه كه انديشهام در بارهء تو وجبى پيش مى رود يك ميل به عقب بر مى گردد و فرار مى كند ، در حالى كه سر پايين انداخته در تاريكىهاى نابينايى ، گمراه مى شود و راه را پيدا نمى كند . سومى مى گويد :
از رهبرىِ عقل به جايى نرسيديم پيچيده تر از راه بود راهبر ما
در آن موقع كه مسئلهء رابطهء ادراكات انسانى را با خدا مورد بررسى قرار داده بودم در حدود بيش از دويست آيه و روايت كاملًا معتبر ديدم كه ادراكات بشرى را عاجزتر از آن معرفى مى كند كه بتوانند بمقام شامخ ربوبى راهى بيابند . آن چه كه دليل ناتوانى ادراكات بشرى از اصابت مزبور است ، اين است كه : قواى ذهنى آدمى اگر بخواهد موضوعى را مورد توجه و درك قرار بدهد ، ابزار و وسايل طبيعى خود را مانند كميت و كيفيت و زمان و فضا . . . بكار مى اندازد و موضوع مفروض به وسيلهء ابزار و وسايل مزبور وارد چار چوبهء گشته ، موضوع را آن چنان كه هست ، نشان نمى دهد .
اين خاصيت قواى ذهنى به هيچ وجه استثناء پذير نيست . به طور كلى آن چه كه در ذهن منعكس مى شود . يا به طور مستقيم از كميت و كيفيت و فضا و زمان مناسب به خود موضوع بهره بردارى مى كند ، مانند اين كه كتاب روى ميز يا ماه در فضا يا آب در جويبار يا انسان در حال خنده را در ذهن منعكس مى كنيم و يا به طور غير مستقيم و از