تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٣ - معنى حزم و مثال مرد حازم
پيدا نشود واى به حال آن مرد كه با حزم و احتياط به ستيزه برخاست .
اى انسانها ، اى فرزندان خليفه الله در حق خود عدالت بورزيد و براى رستاخيز احتياطى كنيد .
اين زندگانى جاى مسامحه نيست ، زيرا شيطان كه دشمن پدرتان ( آدم ) بود كينه توزىها كرد و او را از عالم اعلا بزندان زمين روانه اش ساخت . و آن شاه اقليم دل را مات كرد و از بهشت بيرونش كرد ، و در معرض آفات زمينى قرارش داد .
شيطان در آن كشتى كه با پدرتان گرفت از چند جا بندش را گرفت و بالاخره به زمينش زد . حال كه شيطان با آن ابو البشر قهرمان چنين كرده است ، شما فرزندان زبونش به شيطان با مسامحه و سستى منگريد . تاج و پيرايهء بهشتى پدر و مادرمان ( آدم و حوا ع ) را آن حسود مطرود بچالاكى در ربود و برهنه و زار و خوار رهايشان كرد و آدم سالها زار زار بگريست ، آن قدر گريست كه از اشك ديده اش گياه روئيد ، براى چه آن قدر گريه و زارى كرد ؟ براى آن كه در جريدهء زندگىاش يك نقطهء منفى ثبت شده بود .
تو از داستان پدرمان طرارى آن خبيث را قياس كن كه آن پدر بزرگوار ما چگونه ريش خود را در نتيجهء فريب شيطان بر كند .
اى گل پرستان بىنوا از شر شيطان بر حذر باشيد ، و با تمسك واقعى به حول و قوت الهى تيغ بر سرش زنيد . او همواره شما را از كمين مى بيند ، ولى شما او را نمى بينيد . آرى -
((٢٨٥٨)) دايماً صياد ريزد دانه ها دانه پيدا باشد و پنهان دغا
هر كجا دانهاى ديديد ، بر حذر باشيد ، مبادا كه دام گسترده بال و پر شما را ببندد .
اى كبوتر ناتوان ، هر موقع كه دانهاى ديدى بگريز و الا خوردن دانه همان و بدام افتادن همان .