شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٢ - ٣٩٠٨ انما حض على المشاورة لان راى المشير صرف و راى المستشير مشوب بالهوى
اطلاق شود بر آن نه خاموشى كه مدح شده، و ممكن است كه ترجمه اين باشد كه:
و اگر نه پس عجز باو يعنى بشخصى كه قادر نباشد سزاوارترست يعنى سزاوارترست باين كه نسبت داده شود باو از خاموشى.
٣٩٠٨ انما حض على المشاورة لان راى المشير صرف و راى المستشير مشوب بالهوى.
تحريص نشده بر مشورت كردن مگر از براى اين كه راى اشاره كننده خالص است و راى مشورتكننده آميخته اس بخواهش. مراد اين است كه وجه اين كه تحريض شده كه مردم در كارها مشورت كنند با ديگران، باعتبار اين است كه كسى كه مشورت ميكنند با او چون او را در آن باب مطلبى نيفتاده پس راى او خالص است و آميخته بخواهشى نيست پس بصواب اقرب است، بخلاف كسى كه مشورت ميكند از براى كار خود، زيرا كه غالب اين است كه او را خواهش يك طرف باشد و بآن اعتبار ترجيح آن طرف دهد پس چندان اعتمادى بر راى او در آن باب نيست.
توهم كرده نشود[١] كه ظاهر آنست كه «مشير» بفتح ميم اسم مفعول باشد از شاره مأخوذ از شور بمعنى مشورت كرده شده نه «مشير» بضم ميم اسم فاعل از «اشار» باشد بمعنى اشاره كننده جهت آنكه اگر اسم مفعول مىبود مىبايست مشور باشد مثل مصون و مقول و اگر معتل العين يائى بود [مشير] مىبود مثل مبيع و اين قاعده كليه است الا دو مثال شاذ كه آن [مشيب] است مشتق از شوب كه بمعنى خلط است و [مهوب] مشتق از هيبة مگر اين كه گفته شود كه اسم مفعول از شير است چنانكه نقل شده از فراء كه گفته: «فلان خير شير» اى يصلح للمشاورة بتشديد ياء در هر دو، يا بتخفيف در هر دو، و اين بغايت بعيد است، و بنا بر قواعد از باب قياس تخفيف شير است بر خير.
[١] - اين عبارت يعنى از« توهم كرده نشود» تا آخر در حاشيه ايست ملحق و در اصل متن نيست.