شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩ - ٣٧٢٤ ان وقعت بينك و بين عدوك قصة عقدت بها صلحا و البسته بها ذمة فحط عهدك بالوفاء و ارع ذمتك بالامانة و اجعل نفسك جنة بينك و بين ما اعطيت من عهدك
و اميد مدار كسى را مگر خداى سبحانه را، و انتظار مكش آنچه را بياورد از براى تو تقدير حق تعالى، اين بنا بر اين است كه در اول فصل مذكور شد كه «ان» از براى شرط در استقبال است در سر فعل ماضى كه داخل شود آن را بمعنى مستقبل برد يعنى اگر خواهى كه ببندى و محكم گردانى ايمان خود را پس چنين باش. و ممكن است كه معنى اين باشد كه اگر بسته و محكم كرده ايمان خود را يعنى دعوى اين معنى ميكنى و راست ميگوئى پس چنين باش و مراد به آن چه حكم شده بر او اين است كه حكم خدا شده باشد بآن و ضرر او در آن باشد و براى او اين كه حكم شده باشد بآن و نفع او در آن باشد. و ممكن است[١] كه «ايمان» بفتح همزه خوانده شود بمعنى قسمها و آنچه در حكم آنها باشد از نذرها و عهدها و معنى آن باشد كه: اگر محكم كنى قسمها را يعنى در باب امرى يا نكردن آن قسم محكم ياد كنى باين كه از روى قصد و نيت و صيغه شرعيه باشد و لغو و بازى كردن نباشد و همچنين در نذر و عهد يا محكم كنى عهد و پيمانى را با كسى پس وفا كن بآن و مخالفت آن مكن و راضى شو در آن باب به آن چه حكم شده باشد بر تو و از براى تو تا آخر كلام و پوشيده نيست كه اين بلفظ «عقدت» مناسبتر است زيرا كه شايع نسبت آن بقسم و پيمان است نه بايمان نهايت آنچه در جزا فرمودهاند بمحكم كردن ايمان مناسب تر است چنانكه بر متأمل مخفى نيست مگر اين كه مراد به «ايمان» بفتح نيز عهدها و پيمانها باشد كه آدمى بايد كه بكند با حق تعالى و رسول و خلفاى او صلوات الله و سلامه عليه و عليهم أجمعين كه باز بايمان برگردد و الله تعالى يعلم.
٣٧٢٤ ان وقعت بينك و بين عدوك قصة عقدت بها صلحا و البسته بها ذمة فحط عهدك بالوفاء و ارع ذمتك بالامانة و اجعل نفسك جنة بينك و بين ما اعطيت من عهدك.
[١] - از عبارت و« ممكن است ايمان» بفتح تا آخر فقط در نسخه كتابخانه مدرسه سپهسالار ضبط شده است و در نسخه كه بخط شارح( ره) است نيست.