شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٩ - ٣٩٠٠ انما ينبغي لأهل العصمة و المصنوع إليهم فى السلامة أن يرحموا أهل المعصية و الذنوب و أن يكون الشكر على معافاتهم هو الغالب عليهم و الحاجز لهم
از خانه و محل قرار خود كه بهشت باشد دور افتاده و بمنزلى خشك بى گياه كه دنيا باشد مانده و مىبايد كه زحمت و تعب سفر از آن را متحمل شود تا بوسعت خانه خود و محل قرار خود و آلاء[١] و نعماى آن برسد.
٣٩٠٠ انما ينبغي لأهل العصمة و المصنوع[٢] إليهم فى السلامة أن يرحموا أهل المعصية و الذنوب و أن يكون الشكر على معافاتهم هو الغالب[٣] عليهم و الحاجز[٤] لهم.
بدرستى كه نيست سزاوار از براى اهل عصمت و احسان كرده شده بسوى ايشان در سلامتى مگر اين كه رحم كنند اهل معصيت و گناهان را، و اين كه بوده باشد شكر بر عافيت داده شدن ايشان آن شكر غالب بر ايشان و مانع از براى ايشان «اهل عصمت».
يعنى جمعى كه نگاه داشته شدهاند از گناهان و «احسان كرده شده بسوى ايشان در سلامتى» نيز تأكيد ايشان است زيرا كه حق تعالى احسان كرده بايشان و توفيق سلامتى از گناهان داده، و «رحم كردن ايشان اهل معصيت و گناهان را» باين است كه سعى كنند در پند و موعظه ايشان و دعا كنند از براى بصلاح آمدن ايشان، و استغفار و طلب آمرزش كنند از براى هر كه رفته باشد از ايشان. و مراد به «بودن شكر بر عافيتدادن ايشان غالب بر ايشان» اين است كه در اغلب اوقات شكر اين معنى بكنند كه عافيت يافتهاند در گناهان و اين لطف و نعمت حق تعالى را بر خود مانع گردانند از اين كه بعد از آن ديگر مرتكب امرى گردند كه خشنودى او در آن نباشد.
[١] -« آلاء» جمع« الى» است كه بمعنى نعمت ميباشد.
[٢] - مخفى نماند كه مراد به« مصنوع اليهم فى السلامة» غير اهل عصمت است كه آن جمعىاند كه سالمند از مرضها و آفتها بنا بر اين بعد آن بعنوان لف و نشر مرتب خواهد بود يعنى« أن يرحموا» كه مراد اهل عصمت باشند و« أن يكون الشكر» تا آخر اهل سلامت باشند،( حسين).
[٣] - كذا مرفوعا بخط شارح( ره)، و صحيح نصب است بنا بر آنكه« هو» ضمير فصل است.
[٤] - كذا مرفوعا بخط شارح( ره)، و صحيح نصب است بنا بر آنكه« هو» ضمير فصل است.