شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٧ - ٣٨٩٨ انما الدنيا دار ممر و الآخرة دار مستقر فحذوا من ممركم لمستقركم و لا تهتكوا استاركم عند من يعلم اسراركم
دفن مىشود در آن پس دنيا شايسته آن نيست كه كسى حريص باشد در طلب آن و سعى زياد كند از براى آن و خود را از آخرت با همه وسعت بهره هر كس از آن و كثرت نعمتهاى پاينده آن محروم گرداند و ذكر «بودن[١] او افتاده بر گونه» اشاره باين است كه بر پهلو بخاك افتد و بهره او از زمين در طرف عرض بقدر عرض پهلوى او باشد نه بقدر تمام عرض او بخلاف اين كه بر پشت بخوابد يا بر او.
٣٨٩٧ انما الحازم من كان بنفسه كل شغله و لدينه كل همه و لآخرته كل جده.
بدرستى كه نيست دورانديش مگر كسى كه بوده باشد بنفس او تمامى مشغولى او، و از براى دين او همه اندوه او، و از براى آخرت او تمام جهد او، يعنى تمامى مشغولى او در اصلاح نفس خود باشد، و همه اندوه او از خوف نقص دين او باشد، و سراسر جد و جهد او از براى تحصيل آخرت باشد.
٣٨٩٨ انما الدنيا دار ممر و الآخرة دار مستقر فحذوا من ممركم لمستقركم و لا تهتكوا استاركم عند من يعلم اسراركم.
بدرستى كه نيست دنيا مگر خانه گذرگاه و آخرت خانه محل قرار است پس فرا گيريد از گذرگاه خود از براى محل قرار خود و مدريد پردههاى خود را نزد كسى كه ميداند اسرار شما را مراد به «فرا گرفتن از گذرگاه از براى محل قرار» اين است كه فرا گيرند در گذرگاه چيزى چند از عملهاى نيكو كه سبب رفاهيت ايشان باشد در خانه محل قرار و مراد به «ندريدن پرده ها نزد كسى كه ميداند اسرار ايشان را يعنى حق تعالى كه عالم است باسرار هر كس و آنچه در دل گذارند چه جاى آنچه آشكارا كنند» اين است كه كار بدى مكنيد نه آشكار و نه نهان كه باعث رسوائى
[١] - عبارت و« ذكر بودن» تا آخر فقط در نسخه مسجد سپهسالار ضبط شده است.