شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٧ - ٣٨١٤ ان ورائك طالبا حثيثا من الموت فلا تغفل
و زيان رسيده نمائى چنانكه بر قياس بر آنچه در شرح فقره سابق مذكور شد ظاهر مىگردد.
٣٨١٠ انك مخلوق للآخرة فاعمل لها.
بدرستى كه تو آفريده شده از براى آخرت پس عمل كن از براى آن.
٣٨١١ انك لن تخلق[١] للدنيا فازهد فيها و اعرض عنها.
بدرستى كه تو آفريده نمىشوى از براى دنيا پس بى رغبت باش در آن و روبگردان از آن و خطاب در اين فقره گويا با كسى است كه هنوز مخلوق نشده و مخلوق خواهد شد، و ممكن است كه ترجمه اين باشد كه مخلوق نيستى پس احتياج بتكلفى نيست.
٣٨١٢ انك موزون بعقلك فزكه بالعلم.
بدرستى كه تو سنجيده مىشوى بعقل خود پس فزايش فرما آن را بعلم. مراد اين است كه: قدر هر كس بقدر عقل و دريافت اوست پس هر چند كسى تواند عقل خود را فزايش دهد و نمو فرمايد قدر خود را زياده كرده خواهد بود و ظاهر است كه تحصيل علوم باعث فزايش و زيادتى عقل مىگردد پس بايد آن را فزايش فرمود بآن تا باعث زيادتى قدر گردد.
٣٨١٣ انك مقوم بادبك فزينه بالحلم.
بدرستى كه تو بها كرده شوى بادب تو پس زينت ده آن را ببردبارى يعنى زينت ده ادب خود را ببردبارى كه بهترين آداب است و سبب زينت آنها مىگردد تا باعث زيادتى قيمت و بهاى تو گردد.
٣٨١٤ ان ورائك طالبا حثيثا من الموت فلا تغفل.
بدرستى كه از عقب تو جوينده است شتابان كه آن مرگ باشد پس غافل مباش از آن
[١] - چون عبارت نسخه شارح( ره) چنين بوده هم در اصل و هم در ترجمه بزحمت افتاده و صحيح همانا« لم تخلق» است يعنى تو آفريده نشدى يا آفريده نشده.