شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٥٨ - ٥٠٨٢ خذوا من كل علم احسنه فان النحل يأكل من كل زهر ازينه فيتولد منه جوهران نفيسان أحدهما فيه شفاء للناس، و الآخر يستضاء به
پنج صفت است كه قبيح شمرده مىشود از پنج كس، بسيارى فجور از علما، و حرص در حكما، و بخيلى در توانگران، و بى شرمى در زنان، و از پيران زنا كردن.
مراد اينست كه اين پنج چيز ازين پنج كس قبح زيادى دارد و در غير ايشان نيز اگر چه قبيح است أما قبح آن بآن مرتبه نيست، و «فجور» بمعنى مطلق فسق، و خصوص دروغ گفتن، و عدول كردن از حق و ميل از آن، هر سه آمده و در اينجا هر يك مناسب است و اصل هر يك هر چند قبيح است و از همه كس قبيح ميباشد نهايت بسيار آن قبح زياد دارد و از خصوص علماء بيشتر، و همچنين حرص بر دنيا اگر چه از همه كس قبيح است، از حكماء يعنى آنانكه علم راست و كردار درست دارند قبح آن زيادترست، و مراد حرصى است كه باعث ارتكاب حرامى نشود و اگر نه در حكما بمعنى مذكور نمىتواند بود، و بنا بر اين مراد به «قبح در آن» كراهت شديد و ناخوشى زيادست هر چند بمرتبه حرمت نرسد، و همچنين ظاهرست كه بى شرمى در زنان قبيحترست، و زنا از پيران.
٥٠٨١ خصلتان فيهما جماع المروءة، اجتناب الرجل ما يشينه و اكتسابه ما يزينه.
دو خوى است كه در آنهاست جمع كردن مروت يعنى مردى يا آدميت، دورى گزيدن مرد از آنچه عيبناك گرداند او را، و كسب كردن او آنچه را زينت دهد او را، «بودن اين دو خصلت جمع كننده همه مراتب مردى يا آدميست» ظاهرست، و محتاج ببيان نيست.
٥٠٨٢ خذوا من كل علم احسنه فان النحل يأكل من كل زهر ازينه فيتولد منه جوهران نفيسان أحدهما فيه شفاء للناس، و الآخر يستضاء به.