شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٥٥ - ٥٠٧٦ خفت عقولكم، و سفهت حلومكم، فانتم غرض لنابل، و أكلة لآكل، و فريسة لصائل
و فرموده است آن حضرت صلوات الله عليه در باره قومى كه مذمت فرموده ايشان را بسبب بدى ايشان:
٥٠٧٦ خفت عقولكم، و سفهت حلومكم، فانتم غرض لنابل، و أكلة لآكل، و فريسة لصائل.
«خفت عقولكم» يعنى سبك است عقلهاى شما، و «سفهت حلومكم» نيز بهمين معنيست و تأكيد سابق است، «فأنتم غرض لنابل» [غرض] بغين نقطه دار و [نابل] بنون و باء يك نقطه زير يعنى پس شما نشانهايد از براى صاحب تير. از اين معلوم مىشود كه غرض مذمت ايشان بوده بسبكى عقل ايشان و بى قوتى ايشان در جنگ و جهاد. و مراد به «نشانه بودن از براى تير» اينست كه كسى كه تير بيندازد بجانب شما، شما نشانه آن مىشويد و آنرا رد نمىتوانيد كرد از خود، يا اين كه صاحب تير چون بى وقوفى شما را ميداند و ميداند كه از شما رد نمىشود شما را نشانه ميكند و بجانب شما مى اندازد. و «نابل» بمعنى صاحب تير و سازنده آن نيز آمده و در اينجا بمعنى سازنده نيز ممكن است باين كه مراد اين باشد كه كسى كه تير مىسازد باندازه جان شما مىسازد و از براى اين مىسازد كه شما نشانه آن شويد بلكه مبالغه در بى وقوفى ايشان در اين معنى بيشتر است. و در بعضى نسخه ها «عرض» بعين بىنقطه است و «نايل» بنون و ياء دو نقطه زير، و بنا بر اين معنى اينست كه: پس شما متاعيد از براى كسى كه برسد بشما يعنى متاعيد كه بر بايد شما را، و دفع او نتوانيد كرد.
«و اكلة لاكل» يعنى لقمهايد از براى خورنده، يعنى اگر كسى خواهد شما را بخورد لقمه او مىشويد و بهيچ وجه خود را از چنگال او رها نمىتواند كرد. و «فريسة لصائل» يعنى فريسه ايد از براى حمله كننده، «فريسه شير» آنست كه شير درهم شكند آنرا و بكوبد گردن آنرا، و مراد اينست كه: هر كه حمله كند بشما، شما