شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٩ - ٥٠٦٤ خادع نفسك عن العبادة، و ارفق بها، و خذ عفوها و نشاطها، الا ما كان مكتوبا من الفريضة فانه لا بد من ادائها
باقى گذاشته شده از براى شما عبرتها از اثرهاى گذشتگان پيش از شما، تا اين كه عبرت بگيريد شما از آنها، مثل بناهاى عظيم كه از بانيان آنها بغير نام يا نشان اثرى نمانده، و از آنها بايد عبرت گرفت بر بىاعتبارى دنيا و اين كه حريص بر آن نبايد بود[١] و مثل خرابى خانه هاى اهل ظلم و مستأصل شدن ايشان در اندك وقتى كه از آنها عبرت بايد كرد بر بدى عاقبت ظلم و مانند اينها از آثار ديگر و عبرتهاى ديگر.
٥٠٦٤ خادع نفسك عن العبادة، و ارفق بها، و خذ عفوها و نشاطها، الا ما كان مكتوبا من الفريضة فانه لا بد من ادائها.
فريب ده نفس خود را از عبادت، و نرمى كن با آن، و فراگير زيادتى آنرا و نشاط آنرا، مگر آنچه را بوده باشد نوشته شده از فريضه، پس بدرستى كه آن ناچار است از گزاردن آن. مراد اينست كه فريب ده نفس خود را از جانب عبادت و هر چاره و حيله كه توانى كرد بكن از براى ميل فرمودن آن بعبادت و رغبت فرمودن
[١] - از اين روى ادبا و شعراى عرب و عجم در قصايد خود غالبا اين مطلب را عنوان عبرت گرفتن و موضوع دعوت بر اعتبار قرار داده اند، شاعر عرب مىگويد:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|