شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٢ - ٥٠٤٨ خذ الحكمة ممن اتاك بها، و انظر الى ما قال، و لا تنظره الى من قال
فرصت امكان را» بمنزله تأكيد و بيان آنست يعنى غنيمت دان فرصت تمكن از كار خير را و قدرت بر آن را، و اين بنا بر اينست كه «عفو» بعين بىنقطه باشد و در بعضى نسخهها با نقطه است و «عفو» با نقطه چنانكه جمعى از اهل لغت گفته اند بمعنى خواب است، يا خواب سبك، يا پينكى[١]، بنا بر اختلاف اقوال ايشان، و بنا بر اين ترجمه اينست كه: غنيمت شمار خواب روزگار را يعنى اين را كه از تو غافل شده و گويا بخواب رفته و فرصتى از براى تو هست، و در تعبير باين لفظ بنا بر دو قول آخر اشاره است باين كه غفلت روزگار اندك غفلتى است و بمنزله خواب سبكى است، يا پينكى است و زود بيدار شود و ديگر فرصت بتو ندهد، و آنچه بعضى از اهل لغت گفته اند كه «اغفاء» باين معنى است نه «غفو» محل اعتماد نيست.
٥٠٤٧ خور السلطان اشد على الرعية من جور السلطان.
خور پادشاه يعنى ضعف و سستى او سخت ترست بر رعيت از جور و ستم او، زيرا كه جور پادشاه هر قدر كه باشد از يك كس است و چندان قدرى نخواهد داشت، و ضعف پادشاه باعث اين مىشود كه هر كه بر كسى ظلم تواند كرد ظلم كند، و ظاهرست كه در اين وقت ظلم بسيار و فزون از شمار مىشود.
٥٠٤٨ خذ الحكمة ممن اتاك بها، و انظر الى ما قال، و لا تنظره الى من قال.
فراگير حكمت را از هر كه بياورد از براى تو آنرا، و نگاه كن به آن چه گفته است نه به آن كه گفته، يعنى علم درست را هر كس از هر كه بياموزد بايد فرا گرفت خواه خوب باشد و خواه بد، و نگاه بايد كرد به آن چه گفته نه بآن كسى كه گفته، پس هرگاه گفته حق باشد بايد كه فرا گرفت هر چند قائل آن شهرتى بعلم نداشته باشد يا بد مذهب باشد، و هرگاه گفته درست نباشد بايد كه رد كرد هر چند قائل آن بعلم و دانش مشهور باشد.
[١] - در برهان قاطع گفته:« پينكى بر وزن زيركى غنودنى باشد سبك و آنرا بعربى( سنه) گويند»