شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٣٦ - ٥٠٣١ خير الناس من زهدت نفسه، و قلت رغبته، و ماتت شهوته، و خلص ايمانه، و صدق ايقانه
يعنى با وجود درويشى و تنگى حال غير خود را بر خود اختيار كند و چيزى را باو ببخشد با وجود احتياج خود بآن، و صبر كننده باشد بر آن درويشى و بىچيزى، و بسبب آن خود را در حرامى نيندازد.
٥٠٢٩ خير اخوانك من دلك على هدى، و اكسبك تقى، و صدك عن اتباع هوى.
بهترين برادران تو كسى است كه دلالت كند ترا بر راه راستى، و كسب فرمايد ترا پرهيزگاريى، و منع كند ترا از پيروى خواهشى، يعنى خواهش حرامى.
و در بعضى نسخه ها «ألبسك» بجاى «أكسبك» است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: بپوشاند بتو پرهيزگاريى.
٥٠٣٠ خير من صحبت من ولهك بالاخرى، و زهدك فى الدنيا، و اعانك على طاعة المولى.
بهترين كسى كه مصاحبت كنى كسيست كه شيفته كند ترا بآخرت، و بى رغبت گرداند ترا در دنيا، و يارى كند ترا بر فرمانبردارى پروردگار.
٥٠٣١ خير الناس من زهدت[١] نفسه، و قلت رغبته، و ماتت شهوته، و خلص ايمانه، و صدق ايقانه.
بهترين مردم كسيست كه بىرغبت باشد در دنيا نفس او، و كم باشد خواهش
[١] - شارح( ره) كلمه« زهدت» را هم بفتح هاء و هم بكسر آن ضبط كرده است تا اشاره باشد باين كه قرائت آن بهر دو وجه صحيح است، در اقرب الموارد گفته:« زهد فيه و عنه( كمنع و علم و شرف) زهدا و زهادة رغب عنه و تركه، فهو زاهد، و الشيء مزهود فيه و عنه، و قال الخليل: الزهادة فى الدنيا و الزهد فى الدين خاصة» پس معلوم مىشود كه قرائت آن بضم هاء نيز درست است.