شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٢٨ - ٤٩٩٤ خير الاعمال ما قضى اللوازم
نه از زيادتى بر آن، يا برابرداشتن كسى با خود در مال خود، و بنا بر اول «بودن كسى كه كافى باشد او را بهتر از آن» ظاهرست، و بنا بر دويم و سيم باعتبار اينست كه كسى كه كافى باشد هر چند از فضل مال خود دهد و او را با خود برابر نداند نفع او باو بيشتر مىرسد پس او بهتر برادريست از براى او، هر چند آنكه از قدر كفاف دهد، يا او را با خود برابر داند افضل و افزونتر باشد بحسب مرتبه. و «معاف دارد ترا» يعنى با وجود احتياج بتو از تو مدد و اعانتى نخواهد و ترا از آن برى دارد.
٤٩٨٩ خير من صاحبت ذوو العلم و الحلم.
بهترين كسى كه مصاحبت كنى با او صاحبان علم و حلم اند.
٤٩٩٠ خير من شاورت ذووا النهى و العلم، و اولو التجارب و الحزم.
بهترين كسى كه مشورت كنى صاحبان عقل و علم اند، و خداوندان تجربه ها و دور انديشى.
٤٩٩١ خير الامور ما اسفر عن الحق.
بهترين چيزها آنستكه بگشايد از حق يعنى ظاهر شود از آن امر حقى كه پنهان باشد.
٤٩٩٢ خير الاعمال ما زانه الرفق.
بهترين كارها اينست كه زينت دهد آنرا رفق، يعنى صاحب آن با مردم بمهربانى و لطف سلوك كند، و اين معنى زينت عملهاى خير او باشد.
٤٩٩٣ خير الاموال ما اعان على المكارم.
بهترين مالها آنست كه يارى كند بر مكرمتها يعنى افعال خير.
٤٩٩٤ خير الاعمال ما قضى اللوازم.