شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٠ - ٣٧٦٨ أنا شاهد لكم و حجيج يوم القيامة عليكم
٣٧٦٦ أنا مخير فى الاحسان الى من لم احسن اليه و مرتهن باتمام الاحسان الى من أحسنت اليه لأنى اذا أتممته فقد حفظته و اذا قطعته فقد أضعته و اذا أضعته فلم فعلته.
من اختيار داده شدهام در احسان بسوى كسى كه احسان نكرده باشم بسوى او، و در گروم بتمام كردن احسان بسوى كسى كه احسان كرده باشم بسوى او، از براى آنكه هرگاه تمام كنم آن را پس بتحقيق كه نگاهدارى كنم آن را، و هر گاه ببرم آن را پس بتحقيق كه ضايع كنم آن را، و هرگاه ضايع كنم آن را پس چرا كرده ام آن را؟ مراد اين است كه كسى هر گاه احسان بكسى نكرده باشد اختيار دارد خواهد احسان باو بكند و خواهد نكند يعنى احسان نكردن هم مفسده ندارد هر چند احسان كردن افضل باشد و اما هرگاه كسى احسان كرد بكسى پس بايد كه آن احسان را تمام كند بر او كه اگر آن را ببرد و قطع كند از او آنچه كرده هم ضايع و لغو مىشود و عاقل نبايد كه كار خوبى را كه كرده باشد ضايع و باطل كند.
٣٧٦٧ أنا على رد ما لم أقل أقدر منى على رد ما قلته.
من بر ردكردن آنچه نگفته باشم تواناترم از من بر رد آنچه گفته باشم آن را مراد اين است كه سخن را تا توان بايد نگفت زيرا كه نگفته را اگر خواهى رد كنى و بر گردانى باين كه بگوئى، قادرى بر آن باين كه بگوئى، و اما سخن گفته را اگر خواهى رد كنى و نگوئى باعتبار ظهور مفسده در آن نتوانى رد آن كرد باين كه نگوئى، پس تا ممكن باشد نبايد گفت كه مفسده در نگفتن نيست بخلاف گفتن.
٣٧٦٨ أنا شاهد لكم و حجيج يوم القيامة عليكم.
من گواهم از براى شما و حجت گيرندهام روز قيامت بر شما يعنى گواهم از براى هر كه از شما اطاعت و فرمانبردارى كرد و گواهى مىدهم از براى ايشان شما بآن