شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧٩ - ٤٨٠٢ جعلوا الشيطان لامرهم مالكا و جعلهم له اشراكا، ففرخ فى صدورهم، و دب و درج فى حجورهم، فنظر باعينهم، و نطق بالسنتهم، و ركب بهم الزلل، و زين لهم الخطل فعل من شركه الشيطان فى سلطانه، و نطق بالباطل على لسانه
جوجه كرده در سينههاى ايشان، و در سينه هر يك از ايشان جوجه گذاشته. و «آن بجنبش آمده و راه افتاده در كنارهاى ايشان» يعنى هر جوجه از آنها بزرگ شده و راه افتاده در كنار صاحب خود و با او ميباشد، «پس نگاه كرده بچشمهاى ايشان» يعنى نگاهها كه ايشان كنند نگاهكننده در هر يك شيطان اوست كه بچشم او نگاه ميكند، و هرچه گويند گوينده در هر يك شيطان اوست كه بزبان او مىگويد، و «سوار كرده ايشان را بر لغزش» يعنى شيطان هر يك مىدارد او را بر لغزشها.
و «آرايش داده» اين بر نسق فعلهاى سابق نيست، زيرا كه فاعل آنها شيطان كوچك بود و فاعل اين «گفتار فاسد» است[١] بلكه اين وصف ديگرست از براى آن جمع بعد از وصفهاى سابق باين كه: گفتار باطل و خبرهاى دروغ آرايش داده از براى ايشان كارهاى كسى را كه شريكست با او شيطان يعنى شيطان بزرگ در پادشاهى او. و «گويا شده شيطان بباطل بر زبان او» يعنى هر باطلى كه او مىگويد شيطان مىگويد بر زبان او، و مراد بآن امام آن جمع است و ظاهر اينست كه معاويه عليه اللعنة باشد.
و دور نيست كه «الخطل» سهوى باشد از ناسخ و صحيح «بالخطل» باشد با باء
[١] - اين همان تصريح است كه در صفحه سابق بآن اشاره كرديم و اين بيان از عجائب اشتباهات شارح( ره) است زيرا فاعل« زين» نيز ضميرى است كه بشيطان بر مىگردد بهمان طريق كه در افعال سابق هست و« الخطل» مفعول به« زين» است و كلمه« فعل» كه بعد از« الخطل» مىآيد مفعول مطلق نوعى است براى عاملى محذوف، و تقدير اينست« فعلوا ذلك فعل من» و گويا سبب اشتباه شارح( ره) وجود كلمه« فعل» بوده بعد از« الخطل» و چون از تقدير عامل نصب براى آن غفلت نموده تصور فرموده است كه اين كلمه بايد مفعول به« زين» باشد و الا بدون عامل مىماند، پس ترجمه اين است كه:
« و شيطان آراست براى ايشان خطل را كه گفتار باطل و خبط و خطا باشد مانند كار كسى كه شيطان او را شريك كار خود كرده باشد» طالب تحقيق بيشتر بشروح نهج البلاغه مراجعه فرمايد.