شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٦٩ - ٤٧٧٨«جعل الله لكل شيء قدرا»، و لكل قدر اجلا
جهاد كردن با نفس بعلم عنوان يعنى دليل يا سر سخن عقل و خردست، مراد به «جهاد كردن با نفس بعلم» جهاد كردن با اوست از روى علم و دانش، تا داند كه او را بر چه كار بايد داشت، و از چه كار بايد منع كرد، يا جهاد كردنى است كه حاصل مىشود بسبب علم، و علم و دانش باعث آن مىشود.
٤٧٧٣ جهاد الغضب بالحلم برهان النبل.
جهاد كردن با خشم ببردبارى دليل نبل است يعنى نجابت يا تندى فطنت.
و مراد به «جهاد كردن با آن ببردبارى» غلبه كردن بر آنست و فرونشاندن آتش آن بآب بردبارى.
٤٧٧٤ جماع الشر فى مقارنة قرين السوء.
جمعكردن بدى در همراهى با همراه بد است. و در بعضى نسخه ها بدل «مفارنة» بنون «مقارفة» بفا واقع شده، و بنا بر اين ترجمه اين است كه: در آميزش با همراه بد است.
٤٧٧٥ جماع الغرور فى الاستنامة الى العدو.
جمع كردن فريب در آرام گرفتن بدشمن است يعنى اعتماد كردن بر او، و دور نيست كه مراد به «دشمن» اعم از دشمن بيگانه و نفس خود باشد كه دشمن ترين دشمنهاست.
٤٧٧٦ جميل القول دليل وفور العقل.
گفتار نيكو دليل بسيارى عقل است.
٤٧٧٧ جميل الفعل ينبىء عن طيب الاصل.
كردار نيكو خبر مىدهد از پاكى اصل يعنى حلال زادگى.
٤٧٧٨ «جعل الله لكل شيء قدرا»، و لكل قدر اجلا.