شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٦ - ٣٧٦٢ انا كاب الدنيا لوجهها و قادرها بقدرها و رادها على عقبها
يافتند پس چون برگشتند آن حضرت آن را بدست راست خود گرفت و چندين ذرع دور افكند، و بيست كس آن در را مى بستند و مسلمانان عاجز شدند از نقل آن تا اين كه آخر هفتاد مرد نقل كردند آن را. و در جنگ حنين نقل كردهاند كه: پيغمبر ٦ با ده هزار نفر از مسلمانان رفته بود پس ابو بكر چشم زد ايشان را و گفت:
با اين كثرت امروز مغلوب نخواهيم شد، پس همه گريختند و باقى نماند با رسول خدا ٦ مگر نه نفر، آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه و عباس و فضل پسر او و شش نفر ديگر، پس بيرون آمد از جانب كفار ابو خردل و كشت او را آن حضرت، و گريختند كفار و پيغمبر ٦ با آن معدود از عقب ايشان رفتند و آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه چهل كس از ايشان را كشت و تتمه گريختند و مسلمانان اموال ايشان را بغنيمت بردند. و بر اين قياس وقايع ديگر كه هر يك مشهور و در كتب سير و تواريخ مذكور و مسطور است و تطويل كلام بنقل آنها ضرور نيست و از آنچه مذكور شد ظاهر شد بودن آن حضرت خوار كننده مخالفان و محتاج نيست ببيان ديگر، و ممكن است كه «قامع الاضداد» بمعنى خوار كننده مخالفان نباشد بلكه بمعنى زننده عمود باشد بر فرق ايشان بآن معنى غلبه كننده بر ايشان و حاصل همه يكى است.
٣٧٦٢ انا كاب الدنيا لوجهها و قادرها بقدرها و رادها على عقبها.
منم برگرداننده دنيا مر روى آن را و شناسنده آن باندازه آن و برگرداننده آن بر پاشنه آن. «برگرداننده دنيا مر روى آن را» يعنى بر گرداننده روى آنم از خود باعتبار بىرغبتى در آن و قبول نكردن اقبال آن را و ممكن است كه «كاب» بمعنى اندازه باشد «و لوجهها» بمعنى «على وجهها» باشد و معنى اين باشد كه: منم اندازنده دنيا بر روى آن يعنى آنكه كشتى گرفتهام با آن و آن را بر روى آن انداختهام و مغلوب خود كردهام، و «شناسنده آنم باندازه آن» يعنى شناختهام آن را بقدرى كه دارد از خوارى و بىاعتبارى و مراد به «برگرداننده آن بر پاشنه آن» نيز آن است كه آن را