شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣ - ٣٧٦١ انا صنو رسول الله و السابق الى الاسلام و كاسر الاصنام و مجاهد الكفار و قامع الاضداد
معلوم شد از كلام سابق از وجود امامى از اهل بيت صلوات الله عليهم در هر عصرى نه بر خصوص عالم بودن او باهل سلطنت او و الله تعالى يعلم.
٣٧٦١ انا صنو رسول الله و السابق الى الاسلام و كاسر الاصنام و مجاهد الكفار و قامع الاضداد.
من صنو رسول خدايم و پيشى گيرنده بسوى اسلام و شكننده بتها و جهاد كننده با كفار و خوار كننده مخالفان. «صنو» بكسر صاد و سكون نون شاخى را گويند از نخل يا از هر درختى كه با شاخ ديگر از يكجا رسته باشد و «بودن آن حضرت صلوات الله و سلامه عليه صنو رسول خدا ٦» ظاهر است چه پسر عم و برادر آن حضرت بود و اقرب مردم بسوى او در اخلاق و خصال و اعمال و افعال، و «صنو» بمعنى برادر مهربان نيز آمده و ظاهر اين است كه اين هم مأخوذ از معنى اول است و «بودن آن حضرت پيشى گيرنده بسوى اسلام» مشهور و معروف است و ميانه شيعه و اهل سنت همه مسلم و معلوم، چنانكه اهل سنت نقل كرده اند از ابن عباس كه گفته: گفت رسول خدا ٦: رحمت فرستادند فرشتگان بر من و بر على هفت سال گفتند بچه سبب بود اين اى رسول خداى؟- فرمود: رحمت فرستادند فرشتگان بر من و بر على هفت سال، و اين بسبب اين بود كه بلند نشد شهادت «لا اله الا الله» بسوى آسمان مگر از من و از على. و در بعضى روايات ايشان مگر از او و از من. و روايت كردهاند از رسول خدا ٦ كه فرموده در باره آن حضرت صلوات الله عليه: اين اول مردم است بحسب ايمان بمن و اول مردم است بحسب ملاقات كردن با من در روز قيامت و آخر مردم است با من بحسب عهد نزد مرگ يعنى بعد از همه كس نزد من ماند در آن وقت، و غير اينها از روايات متضافره كه از طرف ايشان نقل شده و از طرق شيعه آثار و اخبار در اين باب فزون از حد و حصر است. و «بودن آن حضرت شكننده