شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠٩ - ٤٥٥٢ تبصرة لمن عزم و آية لمن توسم و عبرة لمن اتعظ و نجاة لمن صدق
اصل دين علامت و نشانه ايست مر كسى را كه چيزها را بفراست يابد از براى صدق آورنده آن، زيرا كه هر كه را اندك فراستى باشد و تأمل كند در احكام و قواعد و آدابى كه در هريك از ابواب شرع اقدس مقرر شده با آن همه رعايت حكمتها و مصلحتها كه در آنها شده ميداند كه تمهيد آنها همه از جانب بشر نمىتواند بود و و عقول انسانى را قوت رسائى بآن نيست خصوصا كسى كه امى باشد و هرگز تعلم و تعليمى نكرده باشد. و «عبرتى است از براى كسى كه پند گيرد» يعنى كسى را كه اندك دريافتى باشد و بسبب آنها از چيزها پند گيرد همين اصل دين اسلام از براى او عبرتى است كه از او استنباط مىتوان كرد حقيقت آن را و بطلان منكران آن را، يا بهمان اعتبار كه مذكور شد در وجه آيت و علامت بودن آن، و يا باعتبار اين كه هر كه را اندك عقلى باشد ميداند كه اين دين اگر از جانب حق تعالى نمىبود ممكن نبود كه از مثل آن حضرت ٦ كسى كه نه لشكرى داشت و نه خزانه در ميانه جمعى كه كمال حميت و تعصب از براى دين و آئين خود داشتند و در نهايت شجاعت و دلاورى بودند و اقرباى آن حضرت هم همه با ايشان موافق بودند با وجود همه اينها چنان رواج يابد و قوى گردد و غلبه كند بر همه معاندان و منكران و روز بروز رواج و قوت آن در تزايد و ترقى باشد، و ممكن است كه مراد از «علامت بودن و عبرت بودن آن» اين باشد كه در قواعد و قوانين مقرره در آن آيات و علاماتست بر امورى ديگر از حقايق و معارف و احكام كه از آنها مستنبط تواند شد، و همچنين «در آنها عبرتى است از براى كسى كه پند گيرد» يعنى كسى كه پند گيرد تواند از آنها عبرت گيرد يعنى از آنها عبور كند و بحقايق و معارف ديگر رسد كه از آنها استفاده نمايد چنانكه اين معنى بر متتبع آنها واضح و لايح مىشود. و «بودن آن رستگارى از براى كسى كه تصديق آن كند» ظاهرست، چه هرگاه بمعجزات ظاهره باهره حقيت آن ظاهر شود ظاهرست كه رستگارى در تصديق بآن خواهد بود، و ممكن است كه «صدق» بتخفيف خوانده شود و ترجمه اين باشد كه «رستگارى است از براى كسى كه راست باشد» يعنى براستى بگرود بآن و چنانكه بايد پيروى آن كند.