شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠٧ - ٤٥٥٠ تغلبه نفسه على ما يظن و لا يغلبها على ما يستيقن قد جعل هواه اميره و اطاعه فى سائر اموره
باعتبار اينست كه وزير كسى آنست كه اوزار و سنگينهاى اشغال او را بر خود گيرد و كارگزارى امور او بكند، و چون حلم و بردبارى كسى باعث اين مىشود كه مردم با او دوست شوند و اعوان و انصار او گردند و كارگزارى امور او كنند، پس گويا حلم وزير اوست كه كارگزارى امور او را آن ميكند.
فرموده است آن حضرت ٧ در باره كسى كه مذمت كرده او را يعنى در مذمت كسى كه مستحق مذمت بوده يا در باره كسى كه او مذمت كرده بوده آن حضرت را ٧:
٤٥٥٠ تغلبه نفسه على ما يظن و لا يغلبها على ما يستيقن قد جعل هواه اميره و اطاعه فى سائر اموره.
غلبه ميكند بر او نفس او بر آنچه گمان ميكند، و غلبه نمىكند او بر نفس خود بر آنچه يقين ميداند، بتحقيق كه گردانيده خواهش خود را فرمانفرماى خود، و فرمانبردارى كرده آنرا در همه كارهاى خود، يعنى بمجرد اين كه نفس او چيزى را مثل امكان حصول خواهشى را گمان كند غلبه ميكند بر او و مىدارد او را بر سعى از براى آن و تعب و زحمت كشيدن در آن، و «او غلبه نمىكند بر نفس» باين كه بدارد آن را بر آنچه يقين ميداند آن را، مثل اطاعت و فرمانبردارى حق تعالى كه بيقين ميداند خوبى آن را و نيكوئى عاقبت آن را و «غلبه نمىكند بر نفس» باين كه بدارد او را بر آن. و «بتحقيق كه گردانيده» مذمت ديگرست و محتاج بشرح نيست. و «سائر» كه بمعنى «همه» ترجمه شده بنا بر گفته بعضى از لغويين است كه باين معنى گفته اند و در كلام علما نيز استعمال آن باين معنى شايع است نهايت بعضى از اهل لغت آن را غلط شمرده اند و گفتهاند كه:
«سائر» بمعنى باقى است مشتق از «سؤر» بمعنى بقيه و در اين كلام معجز نظام نيز بآن معنى مىتواند بود باين كه مراد اين باشد كه: خود بسر[١] خود كارى كه كرده اين است
[١] - كذا بخطه( ره) و در نسخه ديگر« سير» و در نسخه ثالث اصلا نيست.