شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٨ - ٤٥٣١ تجرع الغصص فانى لم ارجرعة احلى منها عاقبة و لا الذ مغبة
بياموزيد علم را تا شناخته شويد بآن، و عمل كنيد بآن تا بوده باشيد از اهل آن.
مراد اين است كه از آموختن علم همين قدر حاصل مىشود از براى شما كه مردم شما را بعلم بشناسند و بعضى از فوائد دنيوى بر آن مترتب شود مثل تعظيم و تكريم مردم شما را و از اهل علم در واقع وقتى مىشويد كه عمل كنيد بعلم خود، و اگر نه ثمره اخروى بر آن مترتب نمىشود بلكه ضرر ميكند چنانكه مكرر مذكور شد، و علمى كه ثمره اخروى بر آن مترتب نشود بلكه ضرر كند بمنزله عدم است و صاحب آن در حقيقت از اهل علم نيست بلكه از چنين كسى علم رحلت ميكند و نمىماند در او چنانكه در بعضى احاديث وارد شده، و قبل از اين نقل و اشاره بتوجيه آن شد.
٤٥٣٠ تحبب الى خليلك يحببك و اكرمه يكرمك، و آثره على نفسك يؤثرك على نفسه و اهله.
دوستى كن بسوى دوست تو تا دوست دارد ترا، و اكرام كن او را تا اكرام كند او ترا، و اختيار كن او را بر نفس خود تا اختيار كند او ترا بر نفس خود و اهل خود «تا دوست دارد ترا» يعنى تا باقى بماند دوستى او يا تا زياد گردد دوستى او، و ممكن است كه مراد به «دوست تو» كسى باشد كه خواهى او را دوست كنى و بنا بر اين «تا دوست دارد» بر ظاهر محمول مىتواند شد، و «اختيار كن او را بر نفس خود» يعنى در چيزى كه خود احتياج بآن داشته باشى و او هم احتياج بآن داشته باشد آن را باو بده و او را بر خود ترجيح بده در آن باب، و ممكن است كه مراد اختيار بر نفس خود و اهل خود هر دو باشد و اهل مذكور نشده باشد از براى اختصار، و ممكن است كه مراد همين اختيار بر نفس خود باشد و مراد اين باشد كه هرگاه تو در ابتدا او را اختيار كنى بر نفس خود، او در تلافى اختيار كند ترا بر نفس خود و اهل خود.
٤٥٣١ تجرع الغصص فانى لم ارجرعة احلى منها عاقبة و لا الذ مغبة.