شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٩٦ - ٤٥٢٦ تقاض نفسك بما يجب عليها تأمن تقاضى غيرك لك و استقص عليها تغن عن استقصاء غيرك
مىآيد ما را چيزها كه بسيار مىشماريم آنها را هرگاه جمع كنيم آنها را، و كم مىشماريم آنها را هرگاه قسمت كنيم آنها را. ظاهر اين است كه غرض اين باشد كه پس بر اين قياس گناه را هر چند كسى گاه گاه كند حذر از آن بايد كرد و سهل نبايد شمرد، زيرا كه آنها هر چند كم مىنمايد باعتبار قسمت آنها بر اوقات هرگاه همه جمع شوند در نامه اعمال بسيار مىنمايد و عظيم مىشود.
٤٥٢٥ تحر من امرك ما يقوم به عذرك و تثبت به حجتك و يفىء اليك برشدك.
طلب كن از كار خود آنچه را بر پاى شود بآن عذر تو، و ثابت شود بآن غلبه تو، و برگرداند بسوى تو رشد ترا، ظاهر اين است كه مراد امر بتوبه است از گناهانى كه آدمى كرده باشد، زيرا كه بسبب آن بر پاى مىشود عذر او يعنى بسبب آن معذور مىدارند او را و از سر گناهان او مىگذرند، و «ثابت و پاى بر جا مىشود بسبب آن غلبه او» يعنى غلبه او بر نفس خود يا بر شيطان يا بر جنود هوا و هوس يا بر گناهان كه بمنزله دشمنان او بودند و مىخواستند كه او را بجهنم برند، و ممكن است كه «حجت» بمعنى «غلبه» كه معنى لغوى آن است نباشد بلكه بمعنى اصطلاحى آن باشد كه دليل و برهان است و مراد اين باشد كه ثابت شود بآن دليل و برهان تو بر پاكى و پاكيزگى از گناهان و استحقاق رحمت و غفران، و «رشد» بمعنى راست ايستادن بر راه حق است. و «برگرداند بتو رشد ترا» يعنى رشدى را كه از تو رفته بود بسبب كردن گناهان بر گرداند بسوى تو، و باز ترا رشيد و مستقيم بر راه حق گرداند.
٤٥٢٦ تقاض نفسك بما يجب عليها تأمن تقاضى غيرك لك و استقص عليها تغن عن استقصاء غيرك.
طلب كن از نفس خود آنچه را واجب است بر آن تا ايمن گردى از طلب كردن غير تو