شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨٨ - ٤٥٠٦ تجبب الى الناس بالزهد فيما ايديهم تفز بالمحبة منهم
دوستى كن بسوى خداى سبحانه برغبت كردن در آنچه نزد اوست. يعنى باين كه اطاعت و فرمانبردارى او كنى بسبب رغبت در اجر و ثوابى كه نزد خداست از براى آن، و غرض اينست كه دوستى كردن با خداى سبحانه بچيزى حاصل مىشود كه فايده و ثمره آن باز بتو عايد مىگردد.
٤٥٠٤ توكل على الله سبحانه فانه قد تكفل بكفاية المتوكلين عليه.
توكل كن بر خداى سبحانه، پس بدرستى كه او بر خود گرفته كارگزارى توكل كنندگان بر او را يعنى آنجا كه فرموده:
«و من يتوكل على الله فهو حسبه»، و هر كه توكل كند بر خدا پس او كافى و بسند[١] است او را. و توكل بر خدا اينست كه اين كس خود را عاجز داند و در هر باب اعتماد بر او داشته باشد، و اين منافات ندارد با سعىكردن در حاجات هرگاه آن از راه امر يا رخصت او باشد و با وجود آن آنرا مستقل در برآوردن آنها نداند بلكه اعتماد تمام او در آنها بر يارى و مدد حق تعالى باشد.
٤٥٠٥ تقرب الى الله سبحانه فانه يزلف المتقربين اليه.
نزديكى بجوى بسوى خداى سبحانه، پس بدرستى كه او نزديك مىگرداند نزديكى جويندگان بسوى او را. مراد نزديكى جستن معنوى است بسبب اطاعت و انقياد.
٤٥٠٦ تجبب الى الناس بالزهد فيما ايديهم تفز بالمحبة منهم.
دوستى كن بسوى مردم به بىرغبت بودن در آنچه در دستهاى ايشانست يعنى طمع نكردن در آن تا فيروزى يابى بدوستى از جانب ايشان. يعنى تا بسبب اين ايشان با تو دوست گردند، چنانكه عادت مردم است كه كسى كه طمع از ايشان نكند با او دوست گردند.
[١] - در برهان قاطع گفته:« بسند بر وزن سمند سزاوار و كافى و كفاف و كفايت را گويند».