شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨٢ - ٤٤٨٩ تأمل العيب عيب
به آنها بنا بر مذهب متكلمين بر سبيل حقيقت مىتواند بود و بنا بر مذهب حكما باز بر سبيل مجاز است، زيرا كه علم صفت اصل نفس است نه قوتهاى آن بلكه قوتها آلات علوم و ادراكاتند و بآن اعتبار نسبت ادراكات و علوم به آنها بر سبيل مجاز مىتواند بود، و ممكن است كه اضافه ضمائر بقلوب از قبيل اضافه صفت بموصوف باشد و معنى اين باشد كه دلهائى كه ضمائرند باعتبار اين كه محل ضمائرند بمعنى مذكور، و بنا بر اين نسبت اطلاع به آنها بر سبيل حقيقت باشد، و مراد بدلها بنا بر مذهب حكما نفوس مجرده باشد و بنا بر مذهب متكلمين عضوهاى مخصوصه.
٤٤٨٧ تجرع غصص الحلم يطفىء نار الغضب.
جرعه در كشيدن غصههاى حلم خاموش مىگرداند آتش خشم را «جرعه» اندك آبى را گويند كه يك بار توان در كشيد و مراد اين است كه صاحب حلم و بردبارى كه غصه ها رو مىدهد او را بسبب بدسلوكيهاى مردم يا غير آن و او باعتبار حلمى كه دارد آن غصه ها را فرو مىبرد و يك بار در مىكشد مانند كسى كه جرعه آبى يا شرابى را يك بار در كشد آن جرعه در كشيدنهاى او خاموش ميكند و فرو مىنشاند آتش خشم را يعنى آتش غضب و خشم إلهى را. يعنى اگر حق تعالى خشمناك شود بر او بسبب گناهى، فرو بردنهاى آن غصه ها خاموش ميكند و فرو مى نشاند آتش خشم را، و بجزاى آنها عفو ميكند حق تعالى گناه او را.
٤٤٨٨ تحرى الصدق و تجنب الكذب اجمل شيمة و افضل ادب.
برگزيدن راستى و دورى كردن از دروغ زيباتر خصلتى است و افزونتر ادبى.
٤٤٨٩ تأمل العيب عيب.
تأمل كردن در عيب عيب است يعنى فكر كردن در عيب ديگران و جستن آن و از پى آن رفتن عيب است اما تأملكردن در عيب خود و جستن آن از براى