شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٦٥ - ٤٤٤٣ بخ بخ لعالم علم فكف و خاف البيات فاعد و استعد، ان سئل افصح و ان ترك سكت كلامه صواب و سكوته عن غير عى عن الجواب
آن حاجت و برآورده شود در آن مطلب. مراد ذم طلب و سؤال است و اين كه آبرو از براى هيچ حاجتى نبايد ريخت زيرا كه هر چند حاجت عظيم باشد و برآورده شود برابرى نمىتواند كرد با قدر آبرو و از سر آبرو نمىتوان گذشت از براى آن چه جاى اين كه مطلب حقير باشد يا برآورده نشود.
٤٤٤٣ بخ بخ لعالم علم فكف و خاف البيات فاعد و استعد، ان سئل افصح و ان ترك سكت[١] كلامه صواب و سكوته عن غير عى عن الجواب.
خوشا خوشا از براى عالمى كه دانا شده باشد پس بازداشته باشد، و ترسيده باشد از شبيخون پس مهيا كرده باشد و آماده شده باشد، اگر پرسيده شود اظهار كند و اگر واگذاشته شود خاموش باشد، سخن او درست است و خاموشى او نه از راه عاجز بودن از جواب است. «پس بازداشته باشد» يعنى نفس خود را از معاصى و از «شبيخون» يعنى ناگهان آمدن مرگ، و «مهيا كرده باشد» يعنى اسباب راه خود را، و «آماده شده باشد» يعنى از براى آن سفر و تهيه آن را گرفته باشد، «اگر پرسيده شود» غرض از آن اين است كه در مجالس بىضرورتى اظهار علم و فضل خود نكند از براى اظهار كمال يا غرضى ديگر از اغراض دنيوى بلكه اگر مسئله بپرسند از او اظهار كند جواب آن را و اگر واگذارند او را خاموش باشد، «سخن او درست است» يعنى چنين عالم سخن گفتن او در وقتى كه سخن گويد درست است از براى اين كه از براى ضرورت گفته يا سخنان او درست است از براى اين كه فرض شد كه دانا شده و مطلبى در آنچه مىگويد از اغراض دنيوى ندارد و ظاهر است كه چنين كسى خلاف آنچه را علم بآن دارد نگويد، و «خاموشى او در وقتى كه خاموش باشد نه از راه عجز از جواب است» يعنى از آن راه نيست تا اين كه مذموم باشد و از راه نقص او باشد زيرا كه مفروض شد كه او عالم شده بلكه از براى احتياط است كه مبادا متضمن اظهار فضيلتى يا غرضى ديگر از
[١] - كذا در نسخه شرح بخط شارح( ره) ليكن در ساير نسخ شرح و اصل غرر و درر:« صمت».