شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٤ - ٣٧٥٦ ان تقنع تعز
اگر بگردانى دين خود را پيرو دنياى خود تباه كنى دين خود را و دنياى خود را و بوده باشى در آخرت از زيانكاران، «تباه شدن دين ظاهر» است و «تباه شدن دنيا» بنا بر آن است كه غالب اين است كه حق تعالى دنياى چنين كسى را نيز تباه ميكند و از دنيا نيز او را محروم مىگرداند.
٣٧٥١ ان جعلت دنياك تبعا لدينك أحرزت دينك و دنياك و كنت فى الآخرة من الفائزين.
اگر بگردانى دنياى خود را پيرو دين خود جمع كنى دين خود را و دنياى خود را، و بوده باشى در آخرت از فيروزمندان، «جمع كردن دنيا» باعتبار اين است كه هيچ كس بى بهره از آن نمىماند و خصوصا اين كه كسى كه دين خود را محكم نگاه دارد و از سر دنيا بگذرد از براى دين يقين حق تعالى دنياى او را نيز آباد مىگرداند.
٣٧٥٢ ان اتقيت الله وقاك.
اگر بترسى از خدا نگاه دارد ترا.
٣٧٥٣ ان أطعت الطمع أرداك.
اگر فرمانبرى طمع را هلاك گرداند ترا يا بيندازد يعنى در هلاكت و پستى مرتبه.
٣٧٥٤ ان تفضلت خدمت.
اگر بخشش كنى خدمت كرده شوى يعنى مخدوم مردم گردى.
٣٧٥٥ ان توقرت اكرمت.
اگر باوقار باشى بزرگ گردانيده شوى.
٣٧٥٦ ان تقنع تعز[١].
اگر قانع شوى عزيز گردى.
[١] - اين جمله« ان تقنع تعز» تنها در نسخه مدرسه سپهسالار ضبط شده است.