شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٣٦ - ٤٣٣٥ بالجود يبتنى المجد و يجتلب الحمد
آن نمىشود چنانكه در فقره سابق در كرم مذكور شد، و ممكن است كه مراد اين باشد كه حليم را باين مىتوان شناخت پس كسى كه دعوى حلم و بردبارى كند و اين معنى در او نباشد دروغ مىگويد و نظير اين معنى در فقره سابق نيز مىتوان گفت.
٤٣٣٠ بالاحسان يملك الاحرار.
بنيكوئى كردن بنده مىگردند آزادگان، و اين مضمون مكرر مذكور شد.
٤٣٣١ بحسن الوفاء يعرف الأبرار.
بنيكوئى وفادارى شناخته ميشوند نيكوكاران، يعنى هر كه وفادارى نيكو داشته باشد اين دليل و نشان اين است كه نيكو كار است، و هر كه وفادارى او نيكو نباشد آن نشان اين است كه نيكو كار نيست.
٤٣٣٢ بحسن الطاعة يعرف الأخيار.
بنيكوئى فرمانبردارى شناخته ميشوند نيكان يعنى هر كه او فرمانبردارى حق تعالى را نيكو كند اين دليل اين است كه از نيكان است و هر كه بر خلاف آن باشد نيك نيست.
٤٣٣٣ بالادب تشحذ الفطن.
بادب تند كرده مىشود زيركيها، يعنى آموختن ادب فهم و فطنت را تند كند مانند فسان كه كارد را تيز سازد.
٤٣٣٤ بالورع يتزكى المؤمن.
بورع يعنى باز ايستادن از حرامها پاكيزه مىگردد مؤمن.
٤٣٣٥ بالجود يبتنى المجد و يجتلب الحمد.
بجود و بخشش بنا گذاشته مىشود بزرگى و كشانيده مىشود ستايش.