شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٩١ - ٤١٦٨ اذا زاد عجبك بما انت فيه من سلطانك فحدثت لك ابهة او مخيلة فانظر الى عظم ملك الله و قدرته مما لا تقدر عليه من نفسك فان ذلك يلين من جماحك و يكف عن غربك و يفىء اليك بما عزب عنك من عقلك
هرگاه زياد شود خودبينى تو بسبب آنچه تو در آن باشى از قدرت و توانائى خود پس پديد آيد مر ترا تكبر و نخوتى پس نگاه كن بسوى بزرگى پادشاهى خدا و قدرت او، از آنچه قادر نيستى تو بر آن از نفس خود پس بدرستى كه اين نرم ميكند سركشى ترا و باز مىدارد از نشاط تو يا تندى تو و برميگرداند بسوى تو آنچه را دور شده از تو از عقل تو. مراد اين است كه هرگاه در كسى بسبب قدرت و سلطنتى كه داشته باشد خودبينى و عجبى زياد شود يعنى حاصل شود زياده بر صفاتى كه دارد يا زياده بر عجبى كه لازم اكثر نفوس بشريه است و پديد آيد در او بسبب آن فرحناكى و بهجتى يا تكبر و نخوتى پس چاره دفع آن اين است كه تأمل كند در بزرگى خدا و قدرت او، از آنچه قادر نيست اين كس بر آن از جانب نفس خود يعنى قدرت او بر همه مقدورات چه همه آنها چنان است كه قادر نيست كسى غير خدا بر آنها از جانب نفس خود، و هر كه را قدرتى باشد بر چيزى از آنها نيست قدرت او بر آن مگر از جانب نفس خود، و هر كه را قدرتى باشد بر چيزى از آنها نيست قدرت او بر آن مگر از جانب خدا. و ممكن است كه مراد چيزى چند باشد كه نفس او اصلا قادر بر آنها نيست و حق تعالى او را قدرت بر آنها نداده چه اگر تأمل كند در اين معنى ميداند كه هرگاه نزد حق تعالى با آن همه قدرت عجب و خود بينى بنده مذموم و نكوهيده باشد پس قطع نظر از قبح مخالفت چنين قادرى و شفاعت ارتكاب امرى كه منافى رضاى او باشد بسا باشد كه آن سبب غضب او گردد و باعث اين شود كه قدرت و سلطنتى را كه باو داده و سبب عجب و خودبينى او شده از او سلب كند و او را ضعيف و ناتوان و خوار و زار گرداند و بعد از تأمل در اين معانى هر كه را اندك عقلى باشد يقين باز مى ايستد از آن عجب و خودبينى و نرم مىشود سركشى او، و عقل او كه دور شده