شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٨٦ - ٤١٥٧ اذا سمعتم العلم فالطوا عليه فلا تشوبوه بهزل فتمجه القلوب
بايد كه اقتدا كند برأى عاقلى كه فكر و عمل كند به آن چه او مصلحت داند از براى او، و ممكن است كه شامل علوم و مسائل هم باشد و مراد اين باشد كه هرگاه مسئله بر تو مشكل شود كه عقل تو بآن نرسد رجوع كن برأى كسى كه زايل كند آن جهالت را از تو باين كه در آنها ترا دانا گرداند بآن از روى دليل و برهان.
٤١٥٧ اذا سمعتم العلم فالطوا عليه فلا تشوبوه بهزل فتمجه القلوب.
هرگاه بشنويد علم را پس بپوشانيد آن را و آميخته مگردانيد آن را ببازى پس از دهن بيندازد آن را دلها، مراد اين است كه بپوشانيد آن را از غير اهل آن و بعبث و بازى اظهار مكنيد نزد هر كسى كه آن باعث اين مىشود كه دلها آن را از دهن بيرون اندازند يعنى رد كنند و قبول نكنند، و ممكن است كه معنى «فالطوا عليه» اين باشد كه سخت بايستيد بر سر آن و ترجمه اين باشد كه هرگاه بشنويد علم را پس سخت بايستيد بر سر آن و آميخته مگردانيد، تا آخر ترجمه و مراد اين باشد كه سختى كنيد در حفظ آن و در خاطر نگاهداشتن آن و «آميخته مگردانيد آن را ببازى» يعنى ببازى فرا نگيريد آن را و سهلانگارى مكنيد در حفظ آن كه اگر چنين كنيد دلها يعنى دلهاى شما آن را از دهن بيرون اندازند و نگاه ندارند، يا مراد اين باشد كه ايستادگى كنيد بر سر آن و در ترويج آن و در خصومت با مردم بر سر آن، و «آميخته مكنيد آن را ببازى» يعنى آن را ببازى فرا مگيريد و سهل انگارى مكنيد در آن كه اگر چنين كنيد دلها يعنى دلهاى مردم آن را از دهن بيرون اندازند و قبول نكنند و در اكثر نسخهها بدل «فألطوا» بلام و طاى بىنقطه «فأكظوا» بكاف و ظاى نقطه دار واقع شده و در كتب لغت «اكظ» از باب افعال بنظر فقير نرسيده نهايت «رجل كظ» بمعنى «مرديست سخت» آمده و بنا بر اين ممكن است كه از باب افعال نيز آمده باشد و «أكظوا عليه» بمعنى «سختى كنيد بر سر آن» باشد و مراد يكى از دو معنى باشد كه آخر مذكور شد.