شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٣ - ٤١٣٢ اذا نبت الود وجب الترافد و التعاضد
ديگر كه بر ايشان رعايت تعظيم و اجلال يكديگر چندان لازم نيست سلوك مىتوان نمود.
٤١٣٠ اذا زادك اللئيم اجلالا فزده اذلالا.
هرگاه زياد كند ترا لئيم تعظيم و اجلال پس زياد كن تو او را خوار گردانيدن، «لئيم» چنانكه مكرر مذكور شد بمعنى بخيل است و هر شخص دنى پست مرتبه، و ظاهر اين است كه مراد درين كلام معجز نظام معنى دويم باشد و «وجه زياد كردن خوارى نمودن او در وقت زيادنمودن او تعظيم اين كس را» اين باشد كه دنى پست مرتبه چنانكه بتجربه معلوم شده تعظيم و اجلال كسى نكند مگر در وقتى كه خواهد كه حيله با او بكند و او را غافل كند تا مكروهى باو برساند يا بدى نسبت باو كرده باشد كه معلوم او نباشد كه آن را كه كرده و خواهد كه او باعتبار اين سلوك كه ميكند نفهمد كه او كرده.
٤١٣١ اذا امطر التحاسد نبت التفاسد[١].
هرگاه ببارد حسد داشتن با يكديگر بروياند فاسد شدن حال هر يك را، مراد اين است كه حسدبردن دو كس بر يكديگر باعث فساد و تباهشدن حال هر يك مىشود باعتبار اين كه هر يك كارى چند كنند كه ضرر و نقصان آن بديگرى رسد و استعمال باريدن و رويانيدن باعتبار تشبيه اين معنى است ببارانى كه ببارد و گياهى بروياند پس چنانكه آن باران سبب رويانيدن آن گياه مىشود همچنين همرسيدن حسد ميانه ايشان باعث فساد حال ايشان مىگردد.
٤١٣٢ اذا نبت الود وجب الترافد و التعاضد.
هرگاه ثابت و پاى بر جا شود دوستى لازم مىشود صله و عطاى يكديگر و يارى نمودن هر يك ديگرى را.
[١] - شارح( ره):« انبت التفاسد» يعنى« انبت» از« انبات»( مصدر باب افعال) گرفته و« التحاسد» را مفعول او قرار داده و منصوب خوانده است.