شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٦٦ - ٤١١١ اذا اراد الله بعبد شرا حبب اليه المال و بسط منه الآمال
هرگاه براند ترا قدرت و توانائى بر ستم كردن مردم پس ياد كن قدرت و توانائى خداى سبحانه را بر جزا دادن تو و رفتن آنچه را بر آنى بسوى ايشان از ايشان و باقى ماندن آنرا بر تو. يعنى هرگاه قادر باشى بر ستم كردن مردم و قدرت تو بر آن بخواند ترا بآن پس ياد كن اين معنى را كه حق تعالى قادر است بر اين كه جزاى آن را بتو دهد و اين را كه آنچه بكنى بايشان در اين سراى فانى بگذرد از ايشان و زايل گردد و عذاب و عقاب آن باقى ماند بر تو تا اين كه ياد اين معانى باز دارد ترا از آن ستم.
٤١١٠ اذا احب الله سبحانه عبدا بغض اليه المال و قصر منه الآمال.
هرگاه دوست دارد خداى سبحانه بنده را دشمن مىگرداند بسوى او مال را و كوتاه مىگرداند از او اميدها را، «دوستى خدا بنده را» چنانچه مكرر مذكور شد باعتبار خوبى اوست از راه صفتى نيكو يا فعلى پسنديده، و «دشمن گردانيدن مال بسوى او» از براى اينست كه اگر نداشته باشد حريص در طلب آن نباشد و بسبب آن مشغول از سعى از براى آخرت نگردد، و اگر داشته باشد مشغول بطلب زيادتى نگردد و در آنچه دارد بخل نكند بلكه تا تواند در وجوه خيرات و مبرات صرف نمايد تا بكار آخرت او آيد و مراد به «كوتاه كردن اميدها» كوتاه كردن اميدهاى دنيويست كه اميدهاى دور و دراز در دنيا از براى خود قرار ندهد و از براى سعى از براى آنها مشغول از طلب آخرت نگردد.
٤١١١ اذا اراد الله بعبد شرا حبب اليه المال و بسط منه الآمال.
هرگاه اراده كند خدا ببنده شرى را دوست مىگرداند بسوى او مال را و پهن مىگرداند از او اميدها را، مراد به «اراده خداى سبحانه ببنده شرى را اينست كه باعتبار بدى او بسبب صفتى يا فعلى قطع شفقت و مرحمت از او نمايد و بالطاف زياد مانع او