شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٦٤ - ٤١٠٨ اذا خفت صعوبة امر فاصعب له يذل لك و خادع الزمان عن احداثه تهن عليك
اين است كه هرگاه نفس تو باعتبار هوا و هوس خود سركشى كند بر تو و فرمان تو در اوامر و نواهى عقليه و شرعيه نبرد، تو نيز سركشى كن با او، و بمجرد سركشى او او را بخود وامگذار، زيرا كه هرگاه تو نيز سركشى كنى و سخت باشى در آن رام گردد از براى تو و فرمان تو برد و بهر نحو كه توانى حيله و مكر كن با نفس خود از براى خلاصى آن، و «مكر كن با نفس خود از نفس خود» يعنى و روىگردانيدن آن از آن و در آوردن آن بفرمان خود از نفس خود و شهوتها و خواهشهاى آن، زيرا كه هرگاه تو سعى كنى در اين مطيع و منقاد تو گردد. و پوشيده نيست كه بناى اين كلام معجز نظام و امثال آن بر تخييل اين معنى است كه نفس هر كس باعتبار اين كه تابع و پيرو قواى شهويه و غضبيه باشد غير نفس اوست باعتبار اين كه مطيع و منقاد اوامر و احكام عقليه باشد پس او باعتبار اول سركشى كند با او باعتبار دوم و بايد بر او باعتبار دوم اين كه او نيز سركشى كند با او تا اين كه او رام شود از براى او، و همچنين بايد كه او باعتبار دوم بچاره و تدبير فريب دهد خود را و خلاص گرداند از خود باعتبار اول و مطيع و منقاد خود گرداند و بنا بر مذهب بعضى از حكماء كه در آدمى دو نفس قرار مىدهند يكى مقتضى عقل و ديگرى مقتضى شهوت و غضب چنانكه قبل از اين مذكور شد بناى كلام بر تحقيق نيز مىتواند بود و الله تعالى يعلم.
٤١٠٨ اذا خفت صعوبة امر فاصعب له يذل لك و خادع الزمان عن احداثه تهن عليك.
هرگاه بترسى از سختى امرى پس سختى كن از براى آن سهل مىشود از براى تو، و مكر كن با روزگار از مصيبتهاى آن سهل مىگردند بر تو، مراد اين است كه در مصائب و مانند آنها از حوادثى كه آدمى از سختى آنها مىترسد بايد سختى كرد در آن و راه سستى و قلق و اضطراب و بى تابى و جزع و مانند آنها بخود نداد كه هرگاه كسى چنين كند سهل گردد بر او آنها بخلاف كسى كه راه آنها بخود دهد