شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥٦ - ٤٠٩١ اذا صعدت روح المؤمن الى السماء تعجبت الملائكه و قالت عجبا كيف نجا من دار فسد فيها خيارنا
كه در دل ايشان قرار گرفته بر اين كه وضع كرده اند راهها از سحر يعنى فكرهاى لطيف دقيق پس مخير كرده شده اند از براى تخلص از آن ميانه عذاب دنيا و آخرت پس اختيار كردهاند بعد از آگاهشدن و برگشتن عقل بسوى آنها سهلترين آن دو عذاب را پس بالا برده شده اند بسوى برزخ در حالى كه معذب باشند در آن و آويخته باشد سرهاى ايشان بپائين تا روز قيامت. تمام شد كلام او در توضيح رمز، و گفته در توجيه احاديث انكار كه: آنها بنا بر آنست كه ايشان صلوات الله و سلامه عليهم ديدهاند كه:
حكايت كنندگان آن حكايت حمل ميكنند آن را بر ظاهر آن بآن اعتبار تكذيب آن فرموده اند و غرض اين نيست كه آن محض كذب و دروغ است.
بر خردمند بصير پوشيده نيست كه حمل احاديث مزبوره بر امثال اين امور بغايت سخيف است بلكه بايد كه طرح يكى از احاديث طرفين كرد يا توقف در آن باب نمود و ممكن است حمل احاديث اولى بر تقيه باعتبار موافقت آنها با احاديث اهل سنت، و پوشيده نيست نيز كه حديث آخر كه نقل شد از احاديث اولى نسبت داده شده حكايت مفتون شدن هاروت و ماروت به «قول ناس» و ظاهر از آن اهل سنت است يا مردمى كه عارى از علم باشند و ظاهر در رد آنست نهايت صريح در آن نيست بلكه ممكن است كه غرض بيان شهرت آن باشد ميانه مردم با وجود حقيت و آنچه در اول آن ذكر شده كه زهره زنى بود ناهيل نام دلالت ندارد بر اين كه مراد ستاره زهره باشد بلكه ممكن است كه مراد بآن جانورى باشد زهره نام چنانكه در حديث امام ثامن ضامن صلوات الله و سلامه عليه كه در طرف انكار نقل شده فرموده اند كه: زهره و سهيل دو حيوان بودهاند از حيوانات دريا كه مسخ شده بودند و ناس گمان كرده اند كه آن دو ستاره معروفه مسخ شده اند، و همچنين حديثى كه قبل از آن از كتاب علل الشرائع نقل شده دلالت ندارد بر اين كه زهره كه مسخ شده ستاره معروفه است بلكه ممكن است كه مراد همان زهره باشد كه حيوانى بوده از حيوانات دريا، و همچنين حديث قبل از آن كه از كتاب خصال نقل شد بر آن محمول مىتواند شد بلكه ممكن است