شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥٥ - ٤٠٩١ اذا صعدت روح المؤمن الى السماء تعجبت الملائكه و قالت عجبا كيف نجا من دار فسد فيها خيارنا
يگانگى خدا را و تكذيب ايشان رسولان او را، و اما هاروت و ماروت پس بودند دو فرشته كه تعليم نمودند مردم را سحر تا اين كه احتراز كنند بآن از سحر سحركنندگان و باطل گردانند بآن مكر ايشان را و تعليم نكردند احدى را از آن چيزى مگر اين كه گفتند مر او را كه: نيستيم ما مگر فتنه پس كفر نياور، پس كفر آوردند قومى باين كه كافر شدند آنچه را كه امر شده بودند باحتراز از آن و گشتند چنين كه جدا مىكردند به آن چه ياد گرفته بودند آنرا ميان هر دو جفت را يعنى زن و مرد را.
پوشيده نماند كه حكايت هاروت و ماروت و پائين آمدن آنها بزمين بصورت آدمى و تركيب شهوت در ايشان و گرفتار شدن ايشان بزنى زهره نام و بالارفتن بآسمان به آن چه ياد گرفت از ايشان از اسم اعظم و مسخ شدن او در آسمان بستاره مشهور بزهره در احاديث اهل سنت نيز وارد شده و جمعى از علماى ايشان گفتهاند كه: اين قولى است كه روايت شده از يهودان. و ظاهر اين است كه اين از رموز اوايل است. و بعضى از علماى ما[١] نيز آنرا بر رمز حمل كرده و در تطبيق حديث ابى طفيل بر آن گفته كه: مراد بدو فرشته كه تعبير از آنها بهاروت و ماروت شده روح و قلب است كه از عالم روحانى پائين فرستاده شدهاند بسوى عالم جسمانى از براى بر پاى داشتن حق، پس مفتون شدهاند بزهره حيات دنيا و افتاده اند در دام شهوت و آشاميدهاند شراب غفلت، و بندگى كردهاند بت هوى را، و كشته اند عقل نصيحتكننده خود را باين كه منع كردهاند آنرا از پرورشيافتن بعلم و تقوى، و محو كرده اند اثر نصيحت او را از نفسهاى خود، و مهيا شدهاند از براى زنا كردن بزانيه دنياى دنيه كه متولى تربيت نشاط و طرب در آن ستاره زهره است پس گريخته دنيا از ايشان و فوت شده ايشان را، چون از عادت آن اين است كه بگريزد از جمعى كه طلب آن كنند بسبب اين كه متاع فريب و غرور است و باقيمانده اشراق حسن آن در موضع بلندى بعنوانى كه نمىرسد بآن دستهاى طلب كنندگان آن ما دام كه باقى باشد زهره در آسمان، واداشته ايشان را دوستى دنيا
[١] - در حاشيه مذكور است بخط شارح( ره):« آخوند ملامحسن كاشى رحمه الله تعالى».