شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥٤ - ٤٠٩١ اذا صعدت روح المؤمن الى السماء تعجبت الملائكه و قالت عجبا كيف نجا من دار فسد فيها خيارنا
نيست بلكه آنانى كه ايشان فرزندان خدا مىدانند بندگانى اند از خدا، تا آخر، تا آخر، و قول ايشان چنانكه بعضى مفسرين گفته اند اشاره است بقول جمعى از كفار كه مىگفتند كه: ملائكه دختران خدايند و بعضى گفته اند كه اشاره است بقول نصارى كه مىگفتند كه: حضرت عيسى پسر خداست و قول يهود كه: حضرت عزيز پسر خداست، و قول بعضى از غاليان كه مىگفتند در باره ائمه صلوات الله و سلامه عليه آنچه مىگفتند، و اين كلام معجز نظام كه اين در باره ملائكه است موافق قول اول است با آنكه ممكن است كه اشاره بهمه باشد و الله تعالى يعلم و اين حديث را شيخ صدوق طاب ثراه در كتاب عيون اخبار الرضا روايت كرده نيز كه مأمون سؤال كرد حضرت امام رضا را صلوات الله و سلامه عليه از آنچه روايت ميكنند مردم از امر زهره و اين كه آن بود زنى كه مفتون شدند باو هاروت و ماروت و آنچه روايت ميكنند از امر سهيل[١] و اين كه آن بود عشارى از يمن پس فرمود آن حضرت ٧: كه دروغ گفتهاند در آنچه گفته اند كه آنها دو ستارهاند و نبودند آنها مگر دو حيوان از حيوانات دريا پس غلط كردهاند مردم و گمان كرده اند كه آنها آن دو ستاره اند و نيست از شأن خداى عز و جل اين كه مسخ كند دشمنان خود را نورهاى فروزنده، پس باقى بگذارد آنها را ما دام كه باقى ماند آسمانها و زمين، و بدرستى كه مسخ كردهشدهها باقى نماندند زياده از سه روز تا اين كه مردند و حاصل نشد از آنها نسلى، و نيست بر روى زمين امروز مسخ كرده شده و آنچه واقع شده بر آنها نام مسوخيت مانند ميمون و خوك و خرس و اشباه آنها، نيستند آنها مگر مانند آنچه مسخ كرده خداى عز و جل بر صورتهاى آنها قومى را كه غضب كرده بر ايشان و لعن كرده ايشان را بسبب انكار ايشان
[١] - شارح( ره) در حاشيه همين عبارت گفته« يعنى زهره و سهيل نام دوستارهاند و همچنين نام دو حيوانند از حيوانات دريا و آنچه مسخ شده اند دو حيوانند و مردم بغلط گمان كردهاند كه آن دو ستاره مسخ شده اند».