شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥٢ - ٤٠٩١ اذا صعدت روح المؤمن الى السماء تعجبت الملائكه و قالت عجبا كيف نجا من دار فسد فيها خيارنا
نظرهاى خود را بسوى او پس ديدند اهل آسمان را كه مشرف گشته اند بر او، نگاه ميكنند بسوى او و رسيد او بآسمان، پس مسخ شد پس او همين ستارهايست كه ديده مىشود.
و روايت كرده شيخ صدوق طاب ثراه در كتاب خصال از حضرت صادق كه او روايت كرده از پدر خود از جد خود : كه فرموده: بدرستى كه مسخ كرده شده از بنى آدم سيزدهتايند و شمرده آنها را تا اين كه فرموده: و اما زهره پس بود زنى كه بفتنه انداخت هاروت و ماروت را پس مسخ كرد[١] خدا او را ستاره.
و روايت كرده نيز از آن حضرت كه روايت كرده از پدر خود از جد خود از امير المؤمين صلوات الله عليهم كه فرموده: سؤال كردم رسول خدا را ٦ از مسخ كرده شدهها، پس فرمود كه: آن سيزده تاست و بيان فرمود آنها را تا اين كه فرمود ٦: و اما زهره پس بود زنى نصرانيه و بود از براى بعضى از پادشاهان بنى اسرائيل و آن زن زنى است كه مفتون شدند باو هاروت و ماروت، و بود اسم آن ناهيل و مردم مىگويند ناهيد، و روايت كرده نيز در كتاب علل الشرائع از حضرت ابى الحسن ٧ در حديثى كه فرموده: و مسخ شده زهره از براى اين كه بود زنى كه مفتون شد باو هاروت و ماروت، و هم چنين روايت كرده از آن حضرت از پدر او صلوات الله عليهما كه در حديثى فرموده: و اما زهره پس بدرستى كه آن بود زنى كه ناميده مىشد ناهيل و آن آنست كه مىگويند ناس كه مفتون شدند باو هاروت و ماروت.
و بايد دانست كه معارض اين روايات احاديث ديگر وارد شده كه دلالت ميكند بر انكار مضمون آنها مثل آنچه در تفسير منسوب بحضرت امام حسن عسكرى صلوات الله و سلامه عليه نقل شده از ابى يعقوب و ابى الحسن كه گفته اند: گفتيم به آن حضرت ٧ كه بدرستى كه قومى نزد ما دعوى ميكنند يا گمان دارند كه
[١] - در حاشيه مذكور است:« مسخ بدلكردن صورت چيزى است بصورتى زشتتر از آن».