شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥ - ٣٧٣١ ان سقم فهو نادم على ترك العمل و ان صح امن مغترا فاخر العمل
عافيت در دنيا مىخواهد پس همين كه عافيت داده شده گمان ميكند كه توبه كرده باعتبار اين كه فايده توبه بعمل آمده پس گويا آن بعمل آمده و ديگر توبه در كار نيست.
ان ابتلى ظن و ارتاب.
اگر گرفتار شود ببلائى گمان ميكند و بشك مىافتد يعنى گمان بدى بخود ميكند و بشك مىافتد در باره خود كه آيا گناهى كرده كه بآن اعتبار گرفتار بآن بلا شده و مراد بشك مطلق تردد است كه شامل گمان نيز باشد نه خصوص ترددى كه احتمال طرفين در آن مساوى باشد، و ممكن است كه گمان در بعضى اوقات باشد و شك در بعضى ديگر، و ممكن است نيز كه «ارتاب» بمعنى اين باشد كه قلق و اضطراب ميكند و بنا بر اين محتاج بتوجيهى نيست.
ان مرض اخلص و اناب.
اگر بيمار شود اخلاص مىورزد بخدا و بازگشت ميكند.
ان صح نسى و عاد و اجترى على مظالم العباد.
اگر تندرست شود فراموش ميكند و برميگردد به آن چه ميكرد از گناهان و دلير مىشود بر مظلمهاى بندگان [مظلمه] چيزى است كه بظلم از كسى گرفته باشند يعنى دلير مىشود بر گرفتن چيزها بظلم از بندگان خدا.
ان امن افتتن لاهيا بالعاجلة فنسى الآخرة و غفل عن المعاد.
اگر ايمن شود بفتنه مىافتد بازى كننده بدنيا پس فراموش ميكند آخرت را و غافل مىشود از روز بازگشت. مراد ببازى كردن بدنيا مشغولشدن بآن است و چون آن را حقيقتى و بقائى نيست و آنچه در آن مىشود بمنزله لهو و بازى است باين اعتبار فرمودهاند كه بازى كننده بدنيا، و ممكن است كه «لاهيا بالعاجلة» بمعنى بازى كننده بدنيا نباشد بلكه بمعنى دوست دارنده دنيا باشد.
و اين آخر فقرات مذمتى است كه نقل شده.