شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٤ - ٣٧٣١ ان سقم فهو نادم على ترك العمل و ان صح امن مغترا فاخر العمل
ان استغنى بطر و فتن.
اگر توانگر گردد طغيان كند يا شادى كند و بفتنه افتد و ممكن است كه «فتن» مجهول خوانده شود يعنى بفتنه انداخته شود.
ان[١] افتقر قنط و وهن.
اگر درويش گردد نوميد گردد و ضعيف شود يعنى نوميد گردد از فضل خدا و ضعيف و ناتوان گردد در كردن طاعات و عبادات.
ان احسن اليه جحد و ان احسن تطاول و امتن.
اگر احسان كرده شود بسوى او انكار كند، و اگر احسان كند خود سربلندى كند و منت گذارد.
ان عرضت له معصية واقعها بالاتكال على التوبة.
اگر پديد آيد از براى او گناهى آميخته مىسازد خود را بآن و مىافتد در آن باعتماد بر توبه و بازگشت.
ان عزم على التوبة سوفها و اصر على الحوبة.
هرگاه عزم كند بر توبه يعنى ارادهكردن آن كند و جزم بر آن كند پس مىاندازد آن را و ايستادگى ميكند بر گناه.
ان عوفى ظن ان قد تاب.
اگر عافيت داده شود گمان مىبرد كه بتحقيق كه توبه كرده. ممكن است كه مراد بتوبه كردن بىگناه بودن باشد يعنى تا عافيت دارد گمان ميكند كه گناهى ندارد يا باعتبار اين كه نكرده يا حق تعالى بخشيده آنچه را كرده بگمان اين كه اگر گنه كار مىبود عافيت باو نمىداد، و ممكن است كه مراد اين باشد كه او توبه را از براى
[١] - اين فقره و باقى فقرات آينده مربوط باين عبارت همه بدون حرف عطف است بخط شارح( ره) صريحا.