شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٢٨ - ٤٠٣٢ اذا احب الله عبدا وعظه بالعبر
و منزلتى كه بسبب آن حاصل مىشود و لطف و عنايتى كه حق تعالى را بصاحب آن ميباشد مانع شود از فحشاء و منكر، و مراد به [فحشاء] صفات و افعال بسيار قبيح است يا مطلق صفات و افعال قبيحه يا خصوص بخل در اداى زكاة چنانكه بعضى از اهل لغت گفته اند و به [منكر] هر فعل بد حرام است يا هر بدى خواه از صفات باشد خواه از افعال، پس ذكر آن بعد از فحشاء يا تخصيص بعد از تعميم است يا تعميم بعد از تخصيص يا تأكيدست، و ممكن است كه مراد بفحشاء صفات قبيحه باشد و بمنكر فعل بد.
٤٠٣٠ اذا ظهرت الجنايات ارتفعت البركات.
هرگاه ظاهر شود جنايتها برطرف مىشود بركتها يعنى بسيار شدن آنها باعث اين مىشود كه حق تعالى بركتها را از ميانه مردم برطرف كند، و مراد بجنايتها مطلق گناهانست يا جنايتها كه مردم بر ديگران كنند مثل قتل و مانند آن، و در بعضى نسخهها «الخيانات» بخاى نقطهدار است، و بنا بر اين ترجمه اين است كه «ظاهر شود خيانتها» يعنى خيانت مردم در اموال مردم و ساير حقوق ايشان برطرف مىشود بركتها.
٤٠٣١ اذا نزل القدر بطل الحذر.
هرگاه فرود آيد قدر باطل شود حذر، مراد اينست كه هرگاه تقدير حق تعالى شده باشد در نزول بلائى يا مصيبتى پس آن البته واقع شود و حذر از آن بهيچ وجه سودى ندهد و چاره از براى رفع آن نتوان كرد پس آدمى در هر بلائى كه واقع شود نبايد كه مكدر و غمگين باشد بگمان اين كه تقصير كرده در آن و اگر چنان يا چنان كرده بود آن واقع نمىشد، زيرا كه ممكن است كه از آنها باشد كه تقدير خدا بوقوع آن تعلق گرفته و حذر از آن ممكن نبوده.
٤٠٣٢ اذا احب الله عبدا وعظه بالعبر.
هرگاه دوست دارد خدا بنده را پند دهد او را بعبرتها، يعنى چنان كند كه او