شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٢٣ - ٤٠١٣ اذا انعمت بالنعمة فقد قضيت شكرها
در باطن، پس چنين نيست، و اين تحقيق بنا بر وجه مذكور بعيد نيست هرچند تصريح بآن در جاى ديگر بنظر نرسيده. و ممكن است كه كلام شامل كسى هم باشد كه روزه نباشد نهايت تواند قصد روزه كرد باين كه پيش از بپيشين باشد و منافى روزه از او بعمل نيامده باشد پس قصد روزه كند از براى بهانه جستن بآن خواه روزه سنت قصد كند و خواه روزه واجب غير معينى مثل قضا و كفاره و نذر مطلق، چه در همه آنها جايز است نيت روزه پيش از پيشين هرگاه منافى روزه بعمل نياورده باشد هر چند پيش عمدا قصد روزه نكرده باشد بلكه قصد افطار داشته باشد. و جمعى گفتهاند كه در روزه سنت پيش از غروب هر وقت كه باشد مىتواند نيت روزه كرد هرگاه قبل از آن منافى روزه بعمل نيامده باشد، و اما روزه واجب معين مثل ماه رمضان يا نذر معين پس نيت آن بايد كه پيش از صبح يا مقارن آن بعمل آيد مگر اين كه فراموش كند پس در اين صورت هر وقت كه بياد او بيايد بايد كه نيت كند تا پيشين و اگر بياد او نيايد تا پيشين روزه آن روز از او فوت شود و نيت بعد از آن صحيح نباشد.
و ممكن است كه مراد اين باشد كه روزه را بهانه كن بعنوان توريه كه دروغى لازم نيايد و ذكر خصوص روزه بر سبيل مثال باشد و مراد اين باشد كه بهانه بجو از براى چيزى نخوردن مثل اين كه چنين بنمائى بايشان كه روزه دارى.
و در بعضى نسخهها «بالقيام» بدل «بالصيام» واقع شده و بنا بر اين معنى اينست كه بهانه بجو ببرخاستن يعنى بهانه بجو از براى چيزى نخوردن پيش ايشان باين كه برخيزى، و ممكن است كه باء بمعنى لام باشد و معنى اين باشد كه بهانه بجوى از براى اين كه برخيزى، و بنا بر اين ممكن است كه لئام همان بمعنى بخيلان باشد كه مذكور شد و ممكن است كه بمعنى مطلق مردم پست مرتبه باشد و برخاستن از پيش ايشان مطلقا سنت باشد نه از براى خصوص چيز ايشان را نخوردن.
٤٠١٣ اذا انعمت بالنعمة فقد قضيت شكرها.
هرگاه انعام كنى بنعمت پس بتحقيق كه بجا آورى شكر آن را يعنى هرگاه