شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٢٢ - ٤٠١٢ إذا حللت باللئام فاعتلل بالصيام
و قبح عصيان او كم گردد، پس هرگاه پادشاه را بيند كه خشمناك شده بر كسى و قادر است بر آنچه خواهد از انواع سياست او و باندك وسوسه او را بر ظلم و تعدى زياد مىتوان داشت مسلط مىشود بر او و او را بر آنها مىدارد و غرض ازين اين است كه پادشاهان در وقت خشم زياده از ديگران بايد كه ضبط خود كنند و خود را نگاهدارند از فريب شيطان تا اين كه در معصيتى نيفتند.
٤٠١١ إذا تم العقل نقص الكلام.
هرگاه تمام شود عقل كم شود سخن گفتن، زيرا كه عقل تمام كامل داند كه بر سخنى گاه هست كه مفسده مترتب مىشود كه آدمى در وقت گفتن او غافل است از آن پس هرچند سخن كم گفته شود احتمال آن مفسده كمتر باشد، و ايضا داند كه سخن بسيار باعث ملالت مردم و تنفر ايشان از صاحب آن و نسبت ايشان او را به پرگوئى و هرزه درائى مىشود پس اجتناب از آن مىفرمايد.
٤٠١٢ إذا حللت باللئام فاعتلل بالصيام.
هرگاه فرود آيى ببخيلان پس بهانه بجو بروزه دارى، يعنى هرگاه وارد شوى بر ايشان در روز بر سر سفره ايشان يا در وقتى كه بحسب عرف بر گردن ايشان افتد كه تكليف چيزى خوردن بتو كنند بهانه بجو از براى اين كه چيز ايشان را نخورى باين كه بگوئى كه: روزهام و ممكن است كه اين در وقتى باشد كه روزه باشد و غرض اين باشد كه در وقتى كه بر بخيلان وارد شوى و روزه باشى هرچند روزه سنت باشد مىتوانى روزه را بهانه سازى و عذر بگويى، يا اين كه بهتر اينست كه چنين كنى بخلاف غير بخيل كه افضل آنست كه او هرگاه دعوت كند افطار نمايد و عذر نگويد مگر اين كه روزه واجب باشد و بنا بر اين در اين كلام اشاره باشد باين كه آنچه وارد شده كه «ثواب افطار نمودن روزه سنت نزد دعوت برادر مؤمن بيشتر است از ثواب روزه بهفتاد برابر» در وقتى است كه او بخيل نباشد، و اما در بخيلان كه مظنه عدم رضاى ايشان باشد