شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠٩ - ٣٩٥٨ آفة الاعمال عجز العمال
عدل كند در ميانه ايشان و ايشان را بر آن دارد پس وجود او آفتى است از براى عدل كه آن را فاسد و باطل گرداند.
٣٩٥٤ آفة العمران جور السلطان.
آفت آبادانى ستم پادشاه است، چه ظاهرست كه ستم پادشاهان بلاد آبادان را بزودى خراب گرداند، پس آن آفتى است از براى آنها.
٣٩٥٥ آفة القدرة منع الاحسان.
آفت توانا شدن بازداشتن احسان است، چه ظاهرست كه مردمان بندگان احساناند پس احسان بايشان سبب تمكن و اقتدار گردد ميانه ايشان، و منع احسان مانع از آن و سبب خلاف آن.
٣٩٥٦ آفة اللب العجب.
آفت عقل خود بينى است، زيرا كه صاحب عجب و خود بينى عقل خود را كاملتر از ديگران داند و خود را محتاج بتعلم بلكه بتفكر و تأمل نيز نداند و بآن اعتبار در همان مرتبه كه دارد بماند و عقل و فهم او ترقى نكند بلكه هر غلطى كه كند درست داند و خلاف آن را از كسى كه بشنود غلط شمارد پس بتدريج ذهن او كج و معوج گردد و عقل و فهم او فاسد و باطل شود.
٣٩٥٧ آفة الحديث الكذب.
آفت خبر دادن دروغ گفتن است، اين همان مضمون «آفة النقل كذب الروايه» است كه چند فقره قبل از اين مذكور و شرح شد.
٣٩٥٨ آفة الاعمال عجز العمال.
آفت عملها ناتوانى عمل كنندگان است، چه ظاهرست كه هر گاه كار كننده