فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٣١ - ارادَة
الشيء الملائم تصورا علميا او ظنيا او تخيليا موجب لتحريك الاعضاء الآلية لاجل تحصيل ذلك الشيء و فى الواجب تعالى لبراءته عن الكثرة و النقص و لكونه تاما و فوق التمام يكون عين الداعى و هو نفس علمه الذى هو عين ذاته بنظام الخير فى نفس الامر المقتضى له».(مبدأ و معاد صدرا ص ٩٩) قطب الدين گويد:«اراده عبارت است از آنكه فاعل عالم باشد بفعل خود چون آن علم سبب صدور آن باشد از او با آنكه مغلوب و مكره نباشد».
(درة التاج جزء سوم از بخش اول ص ٩١ از اسفار ج ٢ ص ٣٦-٣٧ و ج ٣ ص ٦٩ و ج ١ ص ٢١٣).
ابن رشد گويد:«الارادة هى شوق الفاعل الى فعل اذا فعله كف الشوق و حصل المراد و هذه الشوق و الفعل هو متعلق بالمتقابلين على السواء».
(تهافت التهافت ص ٩٠) «و معنى الارادة فى الحيوان هى الشهوة الباعثة على الحركة و هى فى الحيوان و الانسان عارضة لتمام ما ينقصهما فى ذاتهما».
(تهافت التهافت ص ٤٢٦) «الارادة التى هذا شأنها هى الشوق الى التمام عند وجود النقصان فى ذات المريد».
(تهافت التهافت ص ٣٩ و از ص ٣٨ و ٤٩٩) در نزد عارفان اراده عبارت از صفت قديم است كه زائد بر ذات است و قائم بدان است و شأن آن تخصيص ممكنات است به بعضى از آنچه جائز است وقوع آن(حاشيه بر شرح قشيرى ص ٢٤).ما حصل آنكه اراده از نظر لغوى بمعناى خواستن و قصد كردن و توجه كردن آمده است و حكماء عزم راسخ را كه بعد از مقدمات فعل كه تصور،ميل،عشق و شوق باشد حاصل ميشود اراده ميگويند كه مقدمۀ قريب فعل است.
مريد از نظر اشتقاقى كسى است كه او را اراده باشد چنانكه عالم كسى است كه او را علم باشد.
اين اصطلاح در سخنان عارفان و سالكان مأخوذ از روايات و آياتى چند است كه از جمله آيهايست كه بعضى بدان استناد جستهاند كه فرمايد «وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ» و روايتى است كه حضرت رسول فرمودند:«اذا اراد اللّه بعبد خيرا استعمله» از حضرت سؤال شد كه معنى استعمال حق چيست؟فرمودند اين است كه خداى متعال بندۀ خود را قبل از مرگ توفيق عمل صالح دهد.
و بالجمله مريد در اصطلاح سالكان كسى است كه او را اراده نباشد و تا كسى از ارادۀ خود عارى نشود مريد نباشد.
و بدين طريق معنائى كه عارفان از مريد خواهند مقابل معناى لغوى آنست.
اراده ابتداء طريق سالكان راه طريقت است از آن جهت كه اراده مقدمۀ هر كارى است و مادام كه بنده چيزى را اراده نكرده است انجام نمىدهد و بدين ترتيب نخستين پايۀ سلوك طريقت اراده است.
ابو محمد مرتعش گويد«الارادة حبس النفس عن مرادتها و الاقبال على