فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٧ - آبِق
چند سالى باران نباريد درين روز حكماء و بزرگان و خواص و عوام جمع شده،دعا كردند باران آمد،بدان سبب شادى و نشاط كردند و بر يكديگر آب ريختند و از آن روز اين رسم پا بر جا بماند و آن روز را آبريزگان هم گويند.
آب مُستعمَل در وُضُوء
-(اصطلاحات فقهى)در معتقد الامامية آمده است:بدان كه آبى كه در وضوء يا در غسل سنت بكار داشته باشند پاكست و پاككننده،بار ديگر بدان وضو و غسل توان كرد،دليل او آنست كه آن آب پاك بود باتفاق.اگر كسى گويد:باستعمال پليد شود،يا گويد:
كه پاكست اما پاككننده نيست،دليلش بايد.
و اگر در غسل جنابت استعمال كرده باشند،بعضى برآنند كه بآن بار ديگر غسل نتوان كرد،و ظاهر قرآن: وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً طَهُوراً ،با آن كس است كه گويد:پاكست و پاككننده، كه آن آب را كه مستعمل است در غسل جنابت،آب خوانند مطلق،بدليل آنكه اگر كسى سوگند خورد كه آب نخورم،آنگه آن آب مستعمل بخورد،باتفاق خلاف سوگند كرده باشد،و حنث لازم آيد.
وضوء بهيچ مايعى از مايعات روا نباشد،چون نبيذ و گلاب و غير آن از عرقها.دليلش قول خداست: فَلَمْ تَجِدُوا مٰاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً ،يعنى:اگر آب نيابيد تيمم كنيد بخاك پاك!و ميان آب و خاك فاصله ننهاده،و هر كه بغير آب[به] مايعات وضو جائز دارد ميان آب و خاك واسطۀ نهاده باشد،و در قرآن بيفزوده باشد آنچه ظاهر اقتضاى آن نكند.
ديگر آنكه نماز در ذمت مكلف يقينى است،و چون بآب وضو كند و نماز كند، ذمت وى بيقين برى گردد،و نه چنين باشد اگر بغير آب وضو كند.
و وضو بآب مغصوب درست نباشد، و رفع حدث و استباحت نماز حاصل نگردد،زيرا كه وضو عبادت است، و باو مستحق ثواب گردند،و بآب غصبى وضو كردن معصيت است،و باو مستحق عقاب.
رجوع شود به معتقد الاماميه ص ١٨٦، ١٨٧.
آب مُضاف
-(اصطلاح فقهى)و آبى است كه بطور مطلق نتوان آن را آب گفت مثل آب هندوانه...و آبى كه با اجسام ديگرى مخلوط شده باشد بطورى كه نام آب مطلق از آن سلب شده باشد اين چنين آبى اگر ملاقى نجاست يا متنجس نشده باشد پاك و لكن مطهر و پاككننده نيست و بمحض ملاقات با نجاست يا متنجس نجس ميشود و بالجمله آبى است كه بوى يا رنگ يا طعم آن تغيير كرده باشد(از شرح لمعه ص ١٤)«الماء المضاف ما لا يصدق عليه اسم الماء باطلاقه و هو طاهر فى ذاته غير مطهر لغيره مطلقا و ينجس بالاتصال بالنجس.(شرح لمعه ص ١٤).
آب مُطلق
-اين اصطلاح فقهى است و مقابل آب مضاف است و شامل آب جارى،كر،كثير و قليل ميشود در صورتى كه مضاف نباشد(از شرح لمعه ص ٨،١٤، ١١)
آبِق
-اين اصطلاح فقهى است و آبق